![]() سلام.من امیر هستم.لیسانس زبان انگلیسی.آماده تبادل لینک با هر وبلاگی که ارزش خوندن رو داشته باشه هستم.منو با اسم افسر وظیفه مملکت لینک کنید بعد بهم خبر بدید تا شما رو به اسم دلخواهتون لینک کنم.I'm waiting to see any sign of habitation in my weblog!to start my job
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
هفته چهارم دی 1387
هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته اوّل فروردین 1387 هفته سوم اسفند 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 آرشيو موضوعي
مطالب علمی(گوناگون)
ادبیات انگلیسی TITANIC فرهنگ ایرانی احادیث مذهبی جوک و sms پزشکی و سلامت Shakespeare's Sonnets یادداشتهای پسر یخی کد تقلب بازیهای کامپیوتری آرشیو عکس دانلود موسیقی ادعیه و مطالب مذهبی دوران دانشجویی بیوگرافی خوانندگان و هنرپیشگان ایرانی بیوگرافی خوانندگان و هنرپیشگان خارجی متن ترانه های به یاد ماندنی دانلود نرم افزار عکسهای خوانندگان و هنرپیشگان ایرانی عکسهای خوانندگان و هنرپیشگان خارجی ورزشی جستجو
پيوندها
lعکسهای هنرپیشگان ایرانی و خارجی
یه وبلاگ محشر هر چی بخواهی توش هست! Music's Biggest Fans من دختر دریا زاده ی خاکم dj pashmak.madi اشک مهتاب کلیپ_تم_نرم افزار_بازی_همه برای موبایل .:.: قالب ساز :.:. پيوندهاي روزانه
سایت اطلاع رسانی روابط عمومی و انتشارات سپاه
دنیای اس ام اس و... سایت آموزش و پرورش سایت سازمان سنجش و اموزش کشور یه سایت توپ برای داونلود موسیقی کلیپ فلش تمام پيوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
Iceboy
Welcome to Titanic's deck Ben Jonson
|
|
![]()
هنگامي که ما تاريخ انسان را از آغاز تاکنون مرور مي کنيم ، به اين نکته مهم و اساسي پي مي بريم که ارتباطات در زندگي انسان و بخصوص انسان کنوني تا چه اندازه سهم داشته است.
بشر در تمامي قرنها و اعصار، سعي داشته از راه فرستادن علايم و نور در شبها و دود در روزها و حتي اصوات گوناگون ، با مسافت هاي دور و اشخاص ديگر ارتباط برقرار کند.
600 سال پيش از ميلاد مسيح ، ايرانيان مي توانستند در مدتي کمتر از 2 روز، خبري را به مسافت بيشتر از 400 کيلومتر انتقال دهند.
روش ايرانيان در اين مورد بسيار جالب توجه بوده است. در اين روش افراد با فاصله هاي مختلف از يکديگر مستقر مي شدند و با فرياد پيغام را مي رساندند.
دو قرن بعد، اين روش در ايران و روم تکامل يافت ، زيرا در اين دوره ماموران از نوعي تلگراف بصري استفاده مي کردند.
آنها مشعل ها را حرکت مي دادند و نوع حرکت مشعل ها معرف حروف خاصي بود. يوناني ها اين روش را به يک روش علمي و رياضي تبديل کردند، که اصول کار آن شبيه جدول ضرب بود.
روي برج ها و باروهاي مخابراتي که مخصوص اين کار بنا شده بودند 10 سوراخ تعبيه شده بود که 5 تا آنها در سمت راست برج و به صورت عمودي و 5 سوراخ ديگر در حالت افقي و در بالاي برج قرار داشت و هر يک دريچه اي داشتند که قابل باز و بسته شدن بودند و پشت هر دريچه مشعلي روشن قرار داشت.
ماموران کاغذي داشتند که حروف الفبا را در 5 رديف 5تايي روي آنها مي نوشتند و درست همانند جدول ضرب از آن استفاده مي کردند.
مثلا اگر مامور مربوطه 3 سوراخ افقي و 3 سوراخ عمودي را روشن مي کرد، مامور ديگر فورا متوجه مي شد که حرف N مخابره شده است.
پس از آن روشهاي متفاوتي ارائه شد، اما هيچ يک کارايي چنداني نداشتند. تا زماني که در سال 1774 شخصي ايتاليايي دستگاه تلگرافي را اختراع کرد که به تعداد حروف الفبا سيم داشت و با جريان برق ضعيفي که به آن متصل شده بود، اخبار به محلهاي نزديک فرستاده مي شد ؛ اما اين روش فقط مخصوص مسافت هاي کوتاه بود.
اين مشکل هم با ارائه الکترومغناطيس حل شد. سپس در آلمان توسط فيزيکدان معروف آلماني کارل اشتنهايل ، نوعي تلگراف اختراع شد که فقط يک سيم داشت و زمين را به جاي سيم دوم که ناقل خبر بود،
مورد استفاده قرار مي داد.
اين مرد به جاي استفاده از پيل الکتريکي از ماشين مدار الکتريسيته استفاده کرد و در هر دو طرف ، جريان الکتريکي را به وجود آورد. اين دستگاه هم بتدريج تکامل يافت.
در سال 1835، مورس دستگاهي را که هنوز به نام وي معروف است و هنوز به صورت هاي گوناگون در قسمتهايي از کره زمين رواج کامل دارد، اختراع کرد. تا آن زمان تلگراف فقط در خشکي مورد استفاده بود.
اولين خط تلگرافي که در سال 1866 بين انگلستان و امريکاي شمالي برقرار شد، از کارهاي عجيب آدمي به شمار مي رفت.
سيمي به طول 5000 کيلومتر بايد از کف اقيانوس مي گذشت و 2 قاره را به هم وصل مي کرد. براي اين منظور روکش هاي خاصي نيز طراحي شدند که در مقابل شديدترين نيروها مقاومت مي کردند.
![]()
هنگامي که ما تاريخ انسان را از آغاز تاکنون مرور مي کنيم ، به اين نکته مهم و اساسي پي مي بريم که ارتباطات در زندگي انسان و بخصوص انسان کنوني تا چه اندازه سهم داشته است.
بشر در تمامي قرنها و اعصار، سعي داشته از راه فرستادن علايم و نور در شبها و دود در روزها و حتي اصوات گوناگون ، با مسافت هاي دور و اشخاص ديگر ارتباط برقرار کند.
600 سال پيش از ميلاد مسيح ، ايرانيان مي توانستند در مدتي کمتر از 2 روز، خبري را به مسافت بيشتر از 400 کيلومتر انتقال دهند.
روش ايرانيان در اين مورد بسيار جالب توجه بوده است. در اين روش افراد با فاصله هاي مختلف از يکديگر مستقر مي شدند و با فرياد پيغام را مي رساندند.
دو قرن بعد، اين روش در ايران و روم تکامل يافت ، زيرا در اين دوره ماموران از نوعي تلگراف بصري استفاده مي کردند.
آنها مشعل ها را حرکت مي دادند و نوع حرکت مشعل ها معرف حروف خاصي بود. يوناني ها اين روش را به يک روش علمي و رياضي تبديل کردند، که اصول کار آن شبيه جدول ضرب بود.
روي برج ها و باروهاي مخابراتي که مخصوص اين کار بنا شده بودند 10 سوراخ تعبيه شده بود که 5 تا آنها در سمت راست برج و به صورت عمودي و 5 سوراخ ديگر در حالت افقي و در بالاي برج قرار داشت و هر يک دريچه اي داشتند که قابل باز و بسته شدن بودند و پشت هر دريچه مشعلي روشن قرار داشت.
ماموران کاغذي داشتند که حروف الفبا را در 5 رديف 5تايي روي آنها مي نوشتند و درست همانند جدول ضرب از آن استفاده مي کردند.
مثلا اگر مامور مربوطه 3 سوراخ افقي و 3 سوراخ عمودي را روشن مي کرد، مامور ديگر فورا متوجه مي شد که حرف N مخابره شده است.
پس از آن روشهاي متفاوتي ارائه شد، اما هيچ يک کارايي چنداني نداشتند. تا زماني که در سال 1774 شخصي ايتاليايي دستگاه تلگرافي را اختراع کرد که به تعداد حروف الفبا سيم داشت و با جريان برق ضعيفي که به آن متصل شده بود، اخبار به محلهاي نزديک فرستاده مي شد ؛ اما اين روش فقط مخصوص مسافت هاي کوتاه بود.
اين مشکل هم با ارائه الکترومغناطيس حل شد. سپس در آلمان توسط فيزيکدان معروف آلماني کارل اشتنهايل ، نوعي تلگراف اختراع شد که فقط يک سيم داشت و زمين را به جاي سيم دوم که ناقل خبر بود،
مورد استفاده قرار مي داد.
اين مرد به جاي استفاده از پيل الکتريکي از ماشين مدار الکتريسيته استفاده کرد و در هر دو طرف ، جريان الکتريکي را به وجود آورد. اين دستگاه هم بتدريج تکامل يافت.
در سال 1835، مورس دستگاهي را که هنوز به نام وي معروف است و هنوز به صورت هاي گوناگون در قسمتهايي از کره زمين رواج کامل دارد، اختراع کرد. تا آن زمان تلگراف فقط در خشکي مورد استفاده بود.
اولين خط تلگرافي که در سال 1866 بين انگلستان و امريکاي شمالي برقرار شد، از کارهاي عجيب آدمي به شمار مي رفت.
سيمي به طول 5000 کيلومتر بايد از کف اقيانوس مي گذشت و 2 قاره را به هم وصل مي کرد. براي اين منظور روکش هاي خاصي نيز طراحي شدند که در مقابل شديدترين نيروها مقاومت مي کردند.
![]()
بيشتر مبتلايان به فشارخون بالا علائم بارزي از خود نشان نميدهند و معمولا در معاينه تشخيص داده مي شوند. سردرد از علائم مهم بيماران مبتلا به فشار خون شديد است. سردرداين بيماران در ناحيه پس سر است و معمولا هنگامي که بيمار از خواب بيدار مي شودوجود دارد و پس از چند ساعت خود به خود بعبود مي يابد. ساير علائم فشار خون بالا عبارتند از : سر گيجه تپش قلب خستگي زودرس. اين اختلال بارز به آساني با اندازه گيزي فشار خون قابل تشخيص است در حالي که اگر درمان نشود خطرناک و کشنده خواهد بود. در 95 درصد موارد علت فشار خون بالا مشخص نيست.ارث در فشار خون بالا نقش مهمي دارد عوامل محيطي که در ايجاد آن موثرند عبارتند از: خوردن نمک چاقي شغل مصرف الکل و تعداد افراد خانواده که مهمترين آن مصرف نمک است. کاهش وزن در افراد چاق باعث کاهش فشار خون مي شود. فشار خون بالاي کنترل نشده عوارض زيادي دارد. از جمله بزرگ شدن قلب سکته ي قلبي سکته مغزي نارسايي کليه اختلالات بينايي.
![]()
يکي از آرزوهاي اکثر مردم اين کره خاکي ، مسافرت به فضاست.
خبرها حاکي از آن است که عده اي بنا دارند هتلهايي در سطح مريخ بسازند و از عده اي ثروتمند براي مسافرت به آنجا ثبت نام کنند، اما آيا با اين وضعيت افراد عادي نمي توانند به اين آرزوي خود برسند؟
بادرک علاقه مندي به اين موضوع دانشمندان براي تحقق اين خواسته به فکر ساخت آسانسورهاي فضايي افتاده اند تا به اين وسيله مسافرت به فضا را عمومي تر و راحت تر کنند.
وجود يک آسانسور فضايي از سال 1895 افسانه اي بيش نبود، اما دانشمندان عقيده دارند مي توان آن را از اقيانوس آرام شروع و به مدارات ماهواره هاي اطراف زمين رساند.
با ساخت اين آسانسور، افسانه هاي علمي ، جنبه عملي و واقعي به خود مي گيرند. براي اين کار به کابلهاي بسيار قوي ، قابل انعطاف و مطمئنا بلند لازم است تا بتوان زمين را به ماهواره ها پيوند داد و دانشمندان اميد دارند بزودي اين کابلها را مي سازند و دليل آن را هم کربنهاي جديد در تيوپهايي که از نانوتکنولوژي ساخته شده و وارد بازار مي شود، مي دانند.
اين کربني هاي نانوتيوپ ها در صفحه هايي از گرافيت يعني همان ماده مداد وجود دارند و ساختار کوچک آنها به اندازه کافي قابل انعطاف و سبک است ، اما شکل اصلي سخت بودن کنترل آنهاست و يک سوال اساسي براي دانشمندان وجود دارد که آيا مي توانند اين نانوتيوپ ها را کنار هم قرار دهند؟
در دومين کنفرانس بين المللي آسانسورهاي فضايي در سپتامبر 2003 يکي از محققان عکسي از فيبرنانوتيوپي که حدود 3 مايل طول دارد را به همگان نشان داد.
البته نکته اساسي اين است که آسانسورهاي فضايي کابلهايي به طول بيش از 66 هزار مايل احتياج دارند که قطعا بايد بسيار محکم باشند، اما براي اين هم فکري شده و آن ترکيب کردن کربنهاي نانوتيوپ ها با اسيدسولفوريک است.
به اين ترتيب مي شود آنها را در يک رديف و مسير مورد نظر قرار داد. به گفته يکي از دانشمندان يک مشت ذرات را وقتي روي ميزي مي ريزيم ، علاوه بر نامنظمي ، فضاي بسيار زيادي را هم اشغال مي کنند؛ اما وقتي آنها را در يک جعبه کنار يکديگر و با جهت و مسير مشخص مي گذاريم ، فضاي کمتري هم اشغال خواهد کرد.
به همين روش اگر کربنهاي نانوتيوپ هم در يک فيبر قرار گيرند اثر آن بسيار مثبت تر خواهد بود. سازمان ها و ارگانهاي مختلفي در جهان در حال بررسي روي ساخت اين آسانسورهاي فضايي هستند که البته کار زيادي براي رسيدن به اين هدف لازم است.
![]()
جايگاه ايران در رده بندي كشور هاي استفاده كننده از IT در شان كشور ما نيست.
به گزارش بخش خبر سايت اخبار فن آوري اطلاعات ايران، از ايلنا ، به اعتقاد كارشناس IT، ساختار و روند توسعه IT در 60 كشور جهان با توجه به شاخصهايي از قبيل تعداد كامپيوتر و تلفن همراه و كاربران اينترنت ، مورد سنجش قرار گرفت كه طبق آمار بدست آمده , كشور سوئد با كسب 67/8 نمره از 10 نمره توانسته در رتبه اول كشورهاي استفاده كننده از فناوري اطلاعات قرار بگيرد .
بنا به اين گزارش , در اين رده بندي ايران با 4/3 امتياز در رده 52 قرار دارد كه با توجه به تعداد كشورهاي حاضر در اين رده بندي، مي توان گفت , ايران در صنعت IT در سطح بين المللي جايگاهي ندارد .
گفتني است , ضريب نفوذ اينترنت در ميان مردم ايران ، تنها 5/2 درصد است و اين در حالي است كه اين ميزان در كشورهاي توسعه يافته بيش از 70 درصد است .
لازم به ذكر است , يكي از علل پايين بودن جايگاه ايران در رده بندي IT را مي توان ميزان بودجه كشور براي پژوهش در اين زمينه دانست , بطوريكه اين ميزان بودجه كشور براي توسعه بخش IT معادل بودجه بخش IT در كره جنوبي در سال 1975 است.
![]()
يک درخت چقدر مي تواند رشد کند؟
ممکن است فکر کنيد اين پرسش ، پاسخ ندارد؛ ولي محققاني که در جنگلهاي چوب سرخ کاليفرنيا مشغول به کارند، توانسته اند حداکثر ارتفاع اين درختان را براساس نظريات مهندسي سيالات حساب کنند.
به عقيده آنها، حداکثر اين ارتفاع 130 متر است که معادل ارتفاع يک آسمانخراش 35 طبقه است.
اين محققان براي انجام تحقيقات خود به جنگل درختان چوب سرخ رفتند که ميزان بلندترين درختان دنيا با عمري بيش از 2000 سال است ، سپس به بررسي وضعيت حيات درختان در بالاترين شاخه هاي اين درختان پرداختند تا مشاهده کنند برگ در آن ارتفاع چگونه به آب و مواد معدني دست مي يابد.
همان طور که حدس زده ايد، تنها راه اين مطالعه بالا رفتن از درختان است که براي خودش تجربه اي تازه است ، بالا رفتن از درخت تا ارتفاع 100 متر و بالاتر.
آنها کشف کردند علي رغم نمناکي و رطوبت خاک پاي درخت ، برگهاي بالاي درخت براي به دست آوردن آب کافي تقلا مي کنند و تقريب مي توان گفت در شرايط خشک و تشنگي دايم ادامه حيات مي دهند.
بدين ترتيب به نظر مي رسد دشوار بودن دسترسي به آب در شاخه هاي بالايي درختان ، تنها عاملي است که مانع از رشد بيشتر درختان مي شود.
محاسبات براساس گرانش و اصطکاک ميان آب و آوندهاي آب رسان صورت گرفته و مشخص شد که کشش سطحي نمي تواند آب را به ارتفاعي بالاتر از 122 تا 130 متر منتقل کند.
آب و هواي ملايم و ذرات مغزي خاک در کاليفرنياي شمالي موجب مي شوند که درختان اين منطقه از بهترين شرايط رصدي برخوردار باشند.
و از اين رو به نظر مي رسد آنها بيشترين ارتفاع را ميان درختان روي زمين دارا باشند؛ اما ممکن است بلندترين درختان اين منطقه نيز به حد بالايي محاسبه شده دست پيدا نکنند.
در حال حاضر بلندترين درخت منطقه که رکورددار ارتفاع درختان نيز هست ، 7/112 متر ارتفاع دارد و عاملي موجب شده است که رشد آن متوقف شود.
اين درخت بيش از 2000 سال عمر دارد و در طول اين مدت مديد، عواملي مانند صاعقه يا خشکسالي ممکن است رشد آنها را به طور موقت مختل کرده باشد.
به آن عوامل ، ضربات ناشي از باد را بيفزاييد که در ارتفاع هاي بالا واقعا خطرناک و قوي است.به نظر مي رسد طبيعت به خوبي مي داند که چگونه خودش را کنترل ک
![]()
دبير همايش غذا و توسعه پايدار گفت : سرانه مصرف روغن براي هر ايراني 16کيلوگرم است که اين رقم از همه کشورهاي منطقه خاورميانه بالاتر است.
به گزارش خبرنگار ما، دکتر بهرام امير احمديان افزود: مصرف سرانه روغن در ايران در مقايسه با 3دهه پيش 3برابر شده است و روز به روز گرايش مردم به غذاهاي سرخ کردني - که زيانهاي فراواني براي سلامت انسان دارد - افزايش پيدا مي کند. او افزود: 92درصد روغن مصرفي کشور از خارج تهيه مي شود و ما ارز زيادي براي وارد کردن روغن مي پردازيم ؛ در حالي که با تغيير الگوهاي غذايي و گرايش به سوي تهيه و مصرف غذاي سالم مي توانيم افزون بر صرفه جويي ارزي ، سلامت افراد جامعه را ارتقائ دهيم.
وي با اشاره به اين که توليد و پخت نان با آرد سنتي در روستاها، هم ضايعات نان را کاهش مي دهد و هم بر ارزش غذايي نان مي افزايد، گفت : متاسفانه اعمال سياستهاي غلط در زمينه خريد گندم از روستاييان در برابر خريد نان با آرد يارانه اي باعث شد تهيه نان سنتي در بسياري از مناطق کشور حذف شود ؛ اين در حالي است که ما 54نوع نان محلي با کيفيت هاي مختلف داشتيم.
دکتر امير احمديان تصريح کرد: در حال حاضر حدود 50تا 60درصد کالري خانواده ها از طريق نان تامين مي شود و ما به اندازه گندم وارداتي ضايعات داريم.
![]()
نجوم و ستاره شناسى از بسيارى جهات، ويژگى هاى دوگانه و گاه متضادى دارند: هرچند كه نجوم از قديمى ترين علوم شناخته شده است، در صدر علوم تحقيقى جديد است كه هر روزه اخبار جديد ترين دستاورد هاى آن از طريق رسانه ها منتشر مى شود، هرچند كه بسيارى از دانشمندان مشغول محاسبه هاى نظرى رياضى و فيزيكى در مورد كيهان، ستارگان و مشخصات فيزيكى آن هستند، بسيارى ديگر فعاليت هاى رصدى را ترجيح داده و دوست دارند لذت كشف سياره يا دنباله دار دوردستى را تجربه كنند.
به رغم آنكه در هيچ يك از رشته هاى علوم نمى توان انتظار داشت كه يك مبتدى حتى حرفه اى بتواند با ابزار ساده و معمولى دست به اكتشاف هاى جديد بزند، چنين چيزى در عرصه نجوم و ستاره شناسى پديده اى معمول و متداول است. شايد همين نكته راز اقبال بسيار گسترده مردم عادى به نجوم باشد.هرچند كه فيزيك آماتورى و شيمى آماتورى نداريم، اما نجوم آماتورى از طرفداران بسيارى برخوردار است. راز اين علاقه نيز در يكى از مهم ترين اختراعات بشر نهفته است: تلسكوپ.پيش از اختراع تلسكوپ جهان بسيار كوچك بود و به زمين، خورشيد، پنج سياره و تعدادى ستاره محدود مى شد. اما پس از اختراع تلسكوپ گستره وسيع ترى از جهان در مقابل ديدگان ما قرار گرفت. فهميديم كه كهكشان ما مجموعه اى از ستارگان است كه قطر آن به چند هزار سال نورى مى رسد. گذشته از كهكشان ما، ميليون ها كهكشان در عالم وجود دارد كه هركدام تعداد بى شمارى ستاره دارند.تلسكوپ يكى از مهم ترين اختراعات قرن هفدهم است هرچند كه دانشمندان سال ها پيش از توانايى عدسى براى بزرگ تر كردن اجسام مطلع بودند. اولين تلسكوپى كه عملاً مورد استفاده قرار گرفت در سال ۱۶۰۸ ساخته شد. هانس ليپرهى و ياكوب متيوس از جمله اولين افرادى بودند كه توانستند تلسكوپى با قدرت كم بسازند. اما گاليله كسى بود كه توانست در سال ۱۶۰۹ با استفاده از تلسكوپ به مشاهده دقيق اجرام آسمانى بپردازد. وى توانست با استفاده از تلسكوپش به تماشاى اقمار مشترى بپردازد و تصوير هايى از آن رسم كند. از زمان گاليله به بعد ساخت تلسكوپ با پيشرفت هاى فراوانى همراه بوده است.امروزه ما با تلسكوپ هاى بسيار قدرتمندى كه در اختيار داريم مى توانيم اجرامى را كه ميليون ها سال نورى از ما فاصله دارند، مشاهده كنيم. گذشته از تلسكوپ هاى بسيار قوى كه در بسيارى از مناطق جهان به جمع آورى اطلاعات مشغولند، تلسكوپ هاى بسيارى هم در خارج از زمين و در مدار، دورترين اجرام را رصد مى كنند كه تلسكوپ فضايى هابل از مشهور ترين آنان است. امروزه تلسكوپ هابل مى تواند تصوير هايى از دورترين نقاط براى ما ارسال كند كه به گمان بسيارى از دانشمندان مرز جهان ما محسوب مى شود. گذشته از اين تلسكوپ هايى وجود دارند كه در گستره اى از طيف كار مى كنند كه براى چشم انسان غير مرئى است. مانند پرتو هاى راديويى، گاما و اشعه ايكس.تلسكوپ ها معمولاً از يك يا دو عدسى يا آينه ساخته مى شوند كه مى توانند پرتو هاى نور را متمركز كنند. از آنجايى كه قطر عدسى يا آينه يك تلسكوپ به مراتب بزرگ تر از چشم انسان است، مى تواند مقدار بيشترى از نور را جمع آورى و متمركز كند و در نتيجه جزئيات بيشترى از جسم مورد نظر را ارائه دهد.هر چند كه امروزه انواع مختلفى از تلسكوپ ها وجود دارند كه در گستره وسيعى از طول موج ها كار مى كنند، اما براى بسيارى از آماتورها و حتى اخترشناسان حرفه اى يك تلسكوپ نورى خوب، بهترين گزينه است كه مى تواند خود را ساعت ها با آن مشغول كرده و در آسمان بى پايان شب دست به اكتشاف بزنند و لذت گاليله از تماشاى اقمار مشترى را يك بار ديگر شخصاً تجربه كنند.تلسكوپ شكستى (تلسكوپ هاى مجهز به عدسى) از جمله اولين تلسكوپ ها هستند ولى خيلى زود مشخص شد كه ساخت و استفاده از تلسكوپ هاى با بازتابى (مجهز به آينه) بسيار آسانتر است. عدسى ها را فقط مى توان از پيرامون آن نگه داشت و همين نكته باعث مى شود كه عدسى در اثر سنگينى وزن خودش خميده شود اما آينه ها اين محدوديت را ندارنداز طرف ديگر تصوير نورى كه از آينه ها به دست مى آيد عارى از هر گونه انحراف رنگى (خطاهاى رنگى) است
با توجه به اينكه تلسكوپ ابزارى محورى در ستاره شناسى است، شناخت دقيق آن براى هر كسى كه بخواهد اقدام به فعاليت هاى رصدى كند از اهميت بسيار برخوردار است. كتاب «فناورى تلسكوپ ها» مى تواند كاربر را در پيدا كردن موقعيت اجرام آسمانى، انواع مختلف تلسكوپ ها، شناخت نور، شناخت حركت ها، انواع مختلف نصب و ديگر موارد مرتبط يارى دهد. هر چند كه اين كتاب براى دانشجويان فيزيك تاليف شده است اما شيوه تدوين كتاب به گونه اى است كه همه دوستداران نجوم و آسمان بيكران شب مى توانند از آن بهره مند شوند
![]()
در سال اخير ازبكستان ۴۲۹هزار كاربر دارد، نرخ رشد در كشور ژاپن هم از تمامى كشورهاى خاورميانه كمتر است، در اين كشور ۶۸ميليون كاربر وجود دارد كه تعداد آنها نسبت به سال ۲۰۰۰ميلادى ۴۳/۸درصد رشد كرده است.
به گزارش دو هفته نامه فرهنگ و پژوهش، در اتحاديه اروپا اينترنت بين ۴۶/۹درصد از جمعيت اين منطقه نفوذ كرده است كه ۲۴/۳درصد از كل كاربران حهان را تشكيل مىدادند.
به گزارش مركز آمار اينترنت ( (Internet Worldدر سال ۲۰۰۵ميلادى ۲۱۵ ميليون و ۷۶۵هزار كاربر در اتحاديه اروپا وجود دارد كه نسبت به سال ۲۰۰۰ ميلادى ۱۳۱/۶درصد رشد كرده است.
۲۵كشور عضو اتحاديه اروپا ۷۱۱درصد از كل جمعيت جهان را در خود جاى دادهاند، مابقى كشورهاى اروپايى با داشتن ۴/۳درصد از كل جمعيت جهان حدود ۴۴ميليون كاربر دارند كه ۴/۹درصد از كل كاربران جهان را تشكيل مىدهند، مابقى كشورهاى اروپايى رشدى ۳۴۱/۹درصدى را در شمار كاربران خود تجربه كردند.
در ميان كشورهاى اروپايى، كشور بوسنى بيشترين نرخ رشد شمار كاربران را داشت، در فاصله ۵سال اول قرن حاضر نرخ رشد كاربران در بوسنى ۱۳۲۸ درصد بود اما با اين وجود اين كشور هيچ نقشى در عرصه جهانى نداشت.
در سال ۲۰۰۵ميلادى كاربران بوسنى صفر درصد از كل كاربران اروپا را تشكيل مىدادند.
نرخ رشد شمار كاربران در اتحاديه اروپا ۱۳۱/۶درصد برآرود شد كه ۸۳/۱ درصد از كل كاربران اروپا را تشكيل مىدهند.
اينترنت در ميان ۴۶/۹درصد از مردم اتحاديه اروپا نفوذ پيدا كرده است، روسيه بعد از اتحاديه اروپا بيشترين سهم را در اين عرصه دارد، مردم اين كشور ۸/۶درصد از كل كاربران اروپا را تشكيل مىدهند و شاهد رشد ۶۱۹ درصدى نفوذ اينترنت در ميان مردم كشورشان بوده اند.
نرخ رشد شمار كاربران در آلبانى ۱۱۰۰درصد، در بلغارستان ۲۵۹درصد، در نروژ ۴۲/۷درصد، در رومانى ۴۰۰درصد، در اوكراين ۱۳۰۵درصد و در سيبرى ۱۱۱/۸درصد بود.
در ميان كشورهاى عضو اتحاديه اروپا، آلمان بيشترين شمار كاربران را دارد.
در سال ۲۰۰۵ميلادى، آلمان ۲۱/۵درصد از كل كاربران اتحاديه اروپا را داشت و نرخ رشد شمار كاربران از سال ۲۰۰۰تا ۲۰۰۵ميلادى ۹۳درصد برآرود شد.
در همين سال در ايتاليا ۱۳/۳درصد و انگليس ۱۶/۳درصد و فرانسه ۱۱/۵ درصد از كاربران اتحاديه اروپا را در خود جاى داده بود.
در ميان تمامى كشورهاى عضو اتحاديه اروپا كشور لاتيو بيشترين نرخ رشد را در شمار كاربرانش تجربه كرده بود.
نرخ رشد شمار كاربران مجارستان در فاصله اين ۵سال ۵۲۴درصد برآرود شد اما اين كشورها تنها ۰/۴درصد از كل كاربران اين منطقه را داشت.
نرخ رشد شمار كاربران در يونان ۲۸۰درصد، در مجارستان ۳۲۶درصد، در جمهورى چك ۲۵۳درصد و در لهستان ۲۷۸درصد بوده است، نفوذ اينترنت در ميان مردم سوئد بيش از ديگر كشورهاى اتحاديه اروپا بود.
در اين سال ۷۳/۶درصد از مردم سوئد كاربر اينترنت بودند كه ۳/۱درصد از كل كاربران اروپا را تشكيل مىدادند، پس از سوئد كشورهاى دانمارك و هلند از نظر سطح نفوذ اينترنت در ميان مردم ركورد دار بودند.
به گزارش مركز آمار اينترنت ۶۸/۷درصد از مردم دانمارك و ۶۶/۲درصد از مردم هلند، در خيل كاربران اينترنت قرار داشتند.
اين كشورها رشدى ۹۰/۸درصدى و ۱۷۷درصدى را در شمار كاربران خود در فاصله سالهاى ۲۰۰۰تا ۲۰۰۵ميلادى تجربه كردند.
در سال ۲۰۰۵ميلادى كشور اتريش ۲/۱درصد از كاربران اتحاديه اروپا را داشت و در اين سال بلژيك ۲/۴درصد، قبرس ۰/۱درصد، جمهورى چك ۱/۶درصد، دانمارك ۱/۷درصد، استونى ۰/۳درصد، فنلاند ۱/۵درصد، فرانسه ۱۱/۵درصد، آلمان ۲۱/۵درصد، يونان ۱/۸درصد، مجارستان ۱/۴درصد رشد كاربران اينترنت را داشتند.
ايرلند ۱درصد، ايتاليا ۱۳/۳درصد، لاتيو ،۰/۴ليتوانى ۰/۳درصد، لوگزامبورگ ۰/۱درصد، مالت ۰/۱درصد، هلند ۵درصد، اسلوانى ۰/۴درصد، اسپانيا ۶/۸درصد، سوئد ۳/۱درصد و انگليس ۱۶/۳درصد از كاربران اتحاديه اروپا را در خود جاى داده بودند.
ميزان نفوذ اينترنت در ميان مردم انگليس ۵۸/۷درصد، در سوئد ۷۳/۶ درصد، در اسپانيا ۳۳/۶درصد، در اسلونى ۴۰/۹درصد، در اسلواكى ۳۳/۸درصد، پرتغال ۳۴/۴درصد بود.
لهستان ۲۷/۸درصد، هلند ۶۶/۲درصد، مالت ۳۱/۲درصد، لوگزامبورگ ۳۱/۳ درصد، ليتوانى ۲۰/۳درصد، لاتيو ۴۰/۶درصد، ايتاليا ،۴۸/۸ايرلند ،۵۱/۲ مجارستان ،۳۰/۲يونان ۳۳/۹نفوذ اينرنت را داشتند.
همچنين درصد نفوذ اينترنت در آلمان ،۵۶فرانسه ،۴۱/۲فنلاند ،۶۲/۱ استونى ، ۴۶/۲دانمارك ،۶۸/۷چك ، ۳۴/۵قبرس ، ۲۶/۳بلژيك ۴۸/۸و در اتريش ۵۶/۷بوده است.
![]()
حافظه مجازی يکی ازبخش های متداول در اکثر سيستم های عامل کامپيوترهای شخصی است . سيستم فوق با توجه به مزايای عمده، بسرعت متداول و با استقبال کاربران کامپيوتر مواجه شده است .
![]()
نسبیت خاص بطور خلاصه تنها نظریه ایست که در سرعتهای بالا ( در شرایطی که سرعت در خلال حرکت تغییر نکند--سرعت ثابت) میتوان به اعداد و محاسباتش اعتماد کرد. جهان ما جوریست که در سرعتهای بالا از قوانین عجیبی پیروی می کند که در زندگی ما قابل دیدن نیستند. مثلا وقتی جسمی با سرعت نزدیک سرعت نور حرکت کند زمان برای او بسیار کند می گذرد. و همچنین ابعاد این جسم کوچک تر میشود. جرم جسمی که با سرعت بسیار زیاد حرکت می کند دیگر ثابت نیست بلکه ازدیاد پیدا می کند. اگر جسمی با سرعت نور حرکت کند، زمان برایش متوقف می شود، طولش به صفر میرسد و جرمش بینهایت میشود.
نسبیت عام برای حرکتهایی ساخته شده که در خلال حرکت سرعت تغییر می کند یا باصطلاح حرکت شتابدار دارند. شتاب گرانش زمین g که همان عدد 9.81m/sاست نیز یک نوع شتاب است. پس نسبیت عام با شتابها کار دارد نه با حرکت. نظریه ایست راجع به اجرام ی که شتاب ثقل دارند. کلا هرجا در عالم، جرمی در فضا ی خالی باشد حتما یک شتاب جاذبه در اطراف خود دارد که مقدار عددی آن وابسته به جرم آن جسم می باشد. پس در اطراف هر جسمی شتابی وجود دارد. نسبیت عام با این شتابها سر و کار دارد و بیان می کند که هر جسمی که از سطح یک سیاره دور شود زمان برای او کند تر میشود. یعنی مثلا، اگر دوربینی روی ساعت من بگذارند و از عقربه های ساعتم فیلم زنده بگیرند و روی ساعت آدمی که دارد بالا میرود و از سیاره ی زمین جدا میشود هم دوربینی بگذارند و هردو فیلم را کنار هم روی یک صفحه ی تلویزیونی پخش کنند، ملاحظه خواهیم کرد که ساعت من تند تر کار می کند. نسبیت عام نتایج بسیار عجیب و قابل اثبات در آزمایشگاهی دارد. مثلا نوری که به اطراف ستاره ای سنگین میرسد کمی بسمت آن ستاره خم میشود. سیاهچاله ها هم بر اساس همین خاصیت است که کار می کنند. جرم انها بقدری زیاد و حجمشان بقدری کم است که نور وقتی از کنار آنها می گذرد به داخل آنها می افتد و هرگز بیرون نمی آید.
فرمول معروف آلبرت انیشتین (دست خط خود آلبرت انیشتین)
نظریه نسبیت عام
همه ما برای یکبار هم که شده گذرمان به ساعتفروشی افتاده است و ساعتهای بزرگ و کوچک را دیده ایم که روی ساعت ده و ده دقیقه قرار دارند. ولی هیچگاه از خودمان نپرسیده ایم چرا؟ آلبرت انیشتین در نظریه نسبیت خاص با حرکت شتابدار و یا با گرانش کاری نداشت. اولین موضوعات را در نظریه نسبیت عام خود که در 1915 انتشار یافت مورد بحث قرار داد.نظریه نسبیت عام دید گرانشی را بکلی تغییر داد و در این نظریه جدید نیرو ی گرانش را مانند خاصیتی از فضا در نظر گرفت نه مانند نیرو یی بین اجرام ، یعنی برخلاف آنچه که اسحاق نیوتن گفته بود !در نظریه او فضا در مجاورت ماده کمی انحنا پیدا میکرد. در نتیجه حضور ماده اجرام ، مسیر یا به اصطلاح کمترین مقاومت را در میان منحنیها اختیار میکردند. با این که فکر آلبرت انیشتین عجیب به نظر میرسید میتوانست چیزی را جواب دهد که قانون ثقل نیوتن از جواب دادن آن عاجز می ماند.سیاره اورانوس در سال 1781 میلادی کشف شده بود و مدارش به دور خورشید اندکی ناجور به نظر میرسید و یا به عبارتی کج بود !
نیم قرن مطالعه این موضوع را خدشه ناپذیر کرده بود.بنابر قوانین اسحاق نیوتن می بایست جاذبه ای برآن وارد شود. یعنی باید سیاره ای بزرگ در آن طرف اورانوس وجود داشته باشد تا از طرف آن نیرو یی بر اورانوس وارد شود.در سال 1846 میلادی اختر شناس آلمانی دوربین نجومی خودش را متوجه نقطه ای کرد که « لووریه» گفته بود و بی هیچ تردید سیاره جدیدی را در آنجا دید که از آن پس نپتون نام گرفت.نزدیک ترین نقطه مدار سیاره عطارد به خورشید در هر دور حرکت سالیانه سیاره تغییر میکرد و هیچ گاه دوبار پشت سر هم این تغییر در یک نقطه خاص اتفاق نمیافتاد.اختر شناسان بیشتر این بی نظمی ها را به حساب اختلال ناشی از کشش سیاره های مجاور عطارد می دانستند !مقدار این انحراف برابر 43 ثانیه قوس بود. این حرکت در سال 1845 به وسیله لووریه کشف شد بالاخره با ارائه نظریه نسبیت عام جواب فراهم شد این فرضیه با اتکایی که بر هندسه نااقلیدسی داشت نشان داد که حضیض هر جسم دوران کننده حرکتی دارد علاوه برآنچه اسحاق نیوتن گفته بود.وقتی که فرمولهای آلبرت انیشتین را در مورد سیاره عطارد به کار بردند، دیدند که با تغییر مکان حضیض این سیاره سازگاری کامل دارد. سیاره هایی که فاصله شان از خورشید بیشتر از فاصله تیر تا آن است تغییر مکان حضیضی دارند که به طور تصاعدی کوچک می شوند.اثر بخشتر از اینها دو پدیده تازه بود که فقط نظریه آلبرت انیشتین آنرا پیشگویی کرده بود. نخست آنکه آلبرت انیشتین معتقد بود که میدان گرانشی شدید موجب کند شدن ارتعاش اتمها می شود و گواه بر این کند شدن تغییر جای خطوط طیف است به طرف رنگ سرخ! یعنی اینکه اگر ستاره ای بسیار داغ باشد و به طوری که محاسبه می کنیم بگوییم که نور آن باید آبی درخشان باشد در عمل سرخ رنگ به نظر میرسد کجا برویم تا این مقدار قوای گرانشی و حرارت ی بالا را داشته باشیم، پاسخ مربوط به کوتوله های سفید است.دانشمندان به بررسی طیف کوتوله های سفید پرداختند و در حقیقت تغییر مکان پیش بینی شده را با چشم دیدند! اسم این را تغییر مکان آلبرت انیشتینی گذاشتند. آلبرت انیشتین می گفت که میدان گرانشی شعاع های نور را منحرف میکند چگونه ممکن بود این مطلب را امتحان کرد.اگر ستاره ای در آسمان آن سوی خورشید درست در امتداد سطح آن واقع باشد و در زمان کسوف خورشید قابل رؤیت باشد اگر وضع آنها را با زمانی که فرض کنیم خورشیدی در کار نباشد مقایسه کنیم خم شدن نور آنها مسلم است. درست مثل موقعی که انگشت دستتان را جلوی چشمتان در فاصله 8 سانتیمتری قرار دهید و یکبار فقط با چشم چپ و بار دیگر فقط با چشم راست به آن نگاه کنید به نظر می رسد که انگشت دستتان در مقابل زمینه پشت آن تغییر جا میدهد ولی واقعاً انگشت شما که جابجا نشده است!
دانشمندان در موقع کسوف در جزیره پرنسیپ پرتغال واقع در آفریقای غربی دیدند که نور ستاره ها به جای آنکه به خط راست حرکت کنند در مجاورت خورشید و در اثر نیرو ی گرانشی آن خم می شوند و به صورت منحنی در می آیند. یعنی ما وضع ستاره ها را کمی بالاتر از محل واقعیش میبینیم.ماهیت تمام پیروزیهای نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین نجومی بود ولی دانشمندان حسرت می کشیدند که ای کاش راهی برای امتحان آن در آزمایشگاه داشتند.ـ نظریه آلبرت انیشتین به ماده به صورت بسته متراکمی از انرژی نگاه می کرد به همین خاطر می گفت که این دو به هم تبدیل پذیرند یعنی ماده به انرژی و انرژی به ماده تبدیل می شود. E = mc²دانشمندان به ناگاه جواب بسیاری از سؤالها را یافتند. پدیده رادیواکتیو ی به راحتی توسط این معادله توجیه شد. کم کم دانشمندان متوجه شدند که هر ذره مادی یک پادماده مساوی خود دارد و در اینجا بود که ماده و انرژی غیر قابل تفکیک شدند.تا اینکه آلبرت انیشتین طی نامه ای به رئیس جمهور آمریکا نوشت که می توان ماده را به انرژی تبدیل کنیم و یک بمب اتمی درست کنیم و آمریکا دستور تأسیس سازمان عظیمی را داد تا به بمب اتمی دست پیدا کند. برای شکافت هسته اتم اورانیوم 235 انتخاب شد. اورانیوم عنصری است که در پوسته زمین بسیار زیاد است. تقریباً 2 گرم در هر تن سنگ! یعنی از طلا چهارصد مرتبه فراوانتر است اما خیلی پراکنده.در سال 1945 مقدار کافی برای ساخت بمب جمـع شـده بود و ایـن کار یعنی ساختن بمب در آزمایشگاهــی در « لوس آلاموس » به سرپرستی فیزیکدان آمریکایی «رابرت اوپنهایمر» صورت گرفت. آزمودن چنین وسیله ای در مقیاس کوچک ناممکن بود. بمب یا باید بالای اندازه بحرانی باشد یا اصلاً نباشد و در نتیجه اولین بمب برای آزمایش منفجر شد. در ساعت 5/5 صبح روز 16 ژوئیه 1945 برابر با 25 تیرماه 1324 و نیرو ی انفجاری برابر 20 هزار تنT.N.T آزاد کرده دو بمب دیگر هم تهیه شد. یکی بمب اورانیوم بنام پسرک با سه متر و 60 سانتیمتر طول و به وزن 5/4 تن و دیگری مرد چاق که پلوتونیم هم داشت. اولی روی هیروشیما و دومی روی ناکازاکی در ژاپن انداخته شد. صبح روز 16 اوت 1945 در ساعت 10 و ده دقیقه صبح شهر هیروشیما با یک انفجار اتمی به خاک و خون کشیده شد. با بمباران هیروشیما جهان ناگهان به خود آمد، 160000 کشته در یک روز وجدان خفته فیزیکدان ها بیدارر شد! « اوپنهایمر» مسئول پروژه بمب و دیگران از شدت عذاب وجدان لب به اعتراض گشودند و به زندان افتادند. آلبرت انیشتین اعلام کرد که اگر روزی بخواهم دوباره به دنیا بیایم دوست دارم یک لولهکش بشوم نه یک دانشمند!
![]()
غني سازي:
اورانيوم طبيعي اصولا شامل مخلوطي از دو ايزوتوپ (نوع اتمي) از اورانيوم است. تنها 7/0 درصد از اورانيوم طبيعي، شكاف پذير و يا داراي قابليت شكاف پذيري است كه با شكافته شدن در راكتورهاي هسته اي انرژي توليد مي كنند. ايزوتوپ اورانيوم شكاف پذير، اورانيوم نوع 235 (u-235) است و پس مانده آن اورانيوم 238 (u-238) است.
در بيشتر انواع راكتورهاي معمولي هسته اي به اورانيوم 235 (u-235 كه اورانيوم با غلظت بيش از حد طبيعي است) نياز دارند. عمليات غني سازي، غلظت اورانيوم را بيشتر مي كند. عموماً بين 5/3 تا 5 درصد اورانيوم 235 با بيرون آوردن 8 درصد از اورانيوم 238. اين عمل با جداسازي گازي هگزافلوريد اورانيوم در دو جريان انجام مي گيرد. يكي به اندازه لازم غني سازي مي شود و اورانيوم غني شده ضعيف ناميده مي شود و ديگري به اورانيوم 235 منتهي مي شود كه به پس مانده معروف است.
در عمليات غني سازي در مقياس هاي بزرگ تجاري وجود دارد، كه هر كدام هگزافلوريد اورانيوم را به عنوان منبع استفاده مي كنند: نفوذ گازي و تفكيك گازي و هر دوي آنان از خواص فيزيكي مولكولي استفاده مي كنند. مخصوصا با 10 درصد اختلاف جرم، براي جداسازي ايزوتوپ ها محصول اين مرحله از چرخه سوختي هسته اي، اورانيوم هگزا فلوريد غني شده است كه براي توليد اورانيوم اكسيد غني شده تغيير حال مجدد مي يابد.
توليد و ساخت سوخت
سوخت راكتور غالباً به شكل گلوله اي سراميكي است. اين گلوله ها از اورانيوم اكسيد كه در دمايي بسيار بالا (بيش از 1400 درجه سانتيگراد) پخته شده است شكل مي گيرند. سپس گلوله ها در لوله هاي فلزي از ميله سوختي پوشانده مي شوند كه در مجتمع هاي سوختي براي استفاده در راكتورها آماده هستند. ديمانسيون گلوله هاي سوختي و اجزاي ديگر مجتمع سوختي به دقت كنترل مي شوند تا از پايداري و دارا بودن آنان از خصوصيات دسته هاي سوختي اطمينان حاصل شود.
در تأسيسات توليد سوخت توجه زيادي به شكل و اندازه مخزن هاي عملياتي مي شود تا از اتفاقات خطرناك جلوگيري شود. (يك زنجير محدود واكنش پرتو آزاد مي كند). با سوخت غني شده ضعيف امكان اتفاق افتادن اين حوادث بعيد به نظر مي رسد. اما در تأسيسات هسته اي بررسي سوخت هاي مخصوص براي تحقيقات راكتورها عملي حياتي است.
توليد نيرو
درون يك راكتور هسته اي اتم هاي اورانيوم 235 (u-235) شكافته مي شوند و در جريان عمليات پردازش انرژي آزاد مي كنند. اين انرژي اغلب براي حرارت دادن آب و تبديل كردن آن به بخار استفاده مي شود.
بخار توربيني را كه به ژنراتور متصل است به حركت مي اندازد و باعث توليد الكتريسيته مي شود. مقداري از اورانيوم 238 (u-238 به شكل سوخت) در هسته و مركز راكتور به پلوتونيوم تبديل مي شود و اين يك سوم انرژي در يك راكتور هسته اي معمولي را حاصل مي كند. شكافتن اورانيوم به عنوان منبع حرارت در راكتورها استفاده مي شود. همان گونه كه سوزاندن زغال سنگ، گاز و يا نفت به عنوان سوخت فسيلي در تأسيسات نيرو استفاده مي شود.
سوخت مصرف شده (خرج شده)
با گذشت زمان، غلظت قطعات و عناصر سنگين شكافته شده مانند پلوتونيوم در مجموعه سوخت افزايش خواهد يافت تا جايي كه ديگر هيچ سودي در استفاده دوباره از سوخت نيست. بنابراين پس از گذشت 12 الي 24 ماه سوخت مصرف شده از راكتور خارج مي شود. مقدار انرژي كه از مجموعه سوختي توليد شده است با نوع راكتور و سياست و كارداني گرداننده راكتور تغيير مي كند.
معمولا بيش از 45 ميليون كيلو وات ساعت الكتريسيته از يك تن اورانيوم طبيعي توليد مي شود. توليد اين مقدار انرژي الكتريكي با استفاده از سوخت هاي فسيلي ملزم به سوزاندن بيش از 20 هزار تن زغال سنگ سياه و 30 ميليون مترمكعب گاز است.
انبار كردن سوخت مصرف شده
وقتي يك مجموعه سوختي، از راكتور خارج مي شود از خود پرتو ساطع مي كند كه اساساً بيشتر از شكافتن قطعات و حرارت آن است. سوخت مصرف شده فوراً در استخرهاي انبار كه در اطراف راكتور براي كاهش ميزان پرتوزايي آن است تخليه مي شوند. در استخرها، آب جلوي پرتوزايي را مي گيرد و همچنين حرارت را به خود جذب مي كند.
سوخت مصرف شده در چنين استخرهايي براي ماه ها و يا سال ها نگه داشته مي شوند.
وابسته به سياست كشورهاي مختلف در بعضي از آنها مقداري از سوخت مصرف شده به امكانات و تأسيسات انبار مركزي انتقال مي يابند. سرانجام، سوخت مصرف شده يا بايد دوباره پردازش شود و يا براي دفع اتمي آماده شود.
پردازش دوباره
سوخت مصرف شده چيزي حدود 95 درصد اورانيوم 238 است ولي داراي حدود يك درصد اورانيوم 235 كه شكافته شده نيز نيست، و در حدود يك درصد پلوتونيوم و سه درصد محصولات شكافته شده كه در حد زيادي پرتوزا هستند و ديگر عناصر ترانزورانيك (كه عدد اتمي بيشتري نسبت به اورانيوم دارد) كه در راكتور شكل گرفته اند در دستگاه هاي دوباره سازي سوخت مصرف شده به سه جزء تشكيل دهنده خود تفكيك مي شوند: اورانيوم، پلوتونيوم و پس مانده كه شامل محصولات شكافته شده است. دوباره سازي امكان بازسازي مجدد اورانيوم و پلوتونيوم به سوخت تازه را مي دهد و بخش عمده اي از پس مانده كاهيده را توليد مي كند. (مقايسه با به حساب آوردن كل سوخت مصرف شده به عنوان پس مانده)
بازسازي مجدد اورانيوم و پلوتونيوم
اورانيوم حاصل از دوباره سازي كه معمولا غلظتي كمي بيشتر از اورانيوم 235 دارد و در طبيعت رخ مي دهد، مي تواند اگر نياز باشد پس از تبديل كردن و غني شدن به عنوان سوخت استفاده شود. پلوتونيوم مي تواند مستقيماً به MOX (سوخت مخلوط اكسيد) تبديل شود كه در آن اورانيوم و پلوتونيوم مخلوط شده اند.
در راكتورهايي كه از سوخت MOX استفاده مي كنند، پلوتونيوم به جاي اورانيوم 235 جانشين سوخت اورانيوم اكسيد معمولي مي شود.
دفع سوخت مصرف شده
در حال حاضر، هيچ گونه امكاناتي براي دفع سوخت مصرف شده (برخلاف امكانات انبارسازي) وجود ندارد كه براي دوباره سازي استفاده مي شود و پس مانده هاي به جا مانده از دوباره سازي مي توانند در محلي انباشته شوند. هرچند نتايج فني و تكنيكي مرتبط با دفع سوخت ثابت كرده اند كه هيچ احتياجي به تأسيس چنين امكاناتي در برابر حجم كم پس مانده ها نيست. انبار كردن با توجه به كاهش در حال رشد پرتوزايي براي مدت طولاني آسان تر است. همچنين مقاومت مغناطيسي در سوخت دفع شده وجود دارد، چون منبع قابل توجهي از انرژي در آن است كه مي تواند دوباره فرآوري شود و امكان بازيافت دوباره را به اورانيوم و پلوتونيوم بدهد.
تعدادي از كشورها در حال انجام مطالعاتي در زمينه تصميم گيري بهترين راه براي نزديك شدن به دفع سوخت مصرف شده و پس مانده هاي پس از دوباره سازي هستند. روش متداولي كه امروزه استفاده مي شود قرار دادن سوخت مصرف شده در انبارهاي زيرزميني است:
پس مانده ها
پس مانده هاي حاصل از چرخه سوختي هسته اي در رده هاي: شديد، متوسط و كم دسته بندي مي شوند و اين تقسيم بندي براساس تشعشعات راديواكتيوي كه از خود ساطع مي كنند، است.
اين پس مانده ها از منابعي سرچشمه مي گيرند كه شامل موارد زير است:
پس مانده هاي رده پايين (Low-level) كه در تمام مراحل چرخه سوختي توليد مي شوند.
پس مانده هاي رده متوسط (Intermediat-level) كه در جريان عملكرد راكتور و دوباره سازي توليد مي شوند.
پس مانده هاي رده بالا (High-Level) كه شامل محصولات شكافته شده حاصل از دوباره سازي و در بسياري از كشورها خود سوخت مصرف شده هستند.
فرآيند غني سازي توليدات را به سوي تهي كردن اورانيوم هدايت مي كند. غلظت اورانيوم 235 به طور عمده كمتر از 7/0 درصد است كه در طبيعت پيدا مي شود. تعداد كمي از اين مواد كه اصولاً اورانيوم 238 هستند زماني استفاده مي شوند كه چگالي بسيار زياد نياز است. مثل استحفاظ پرتوافشاني و گاهي استفاده در توليد سوخت Mox. در حالي كه اورانيوم 238 قابل شكافتن نيست ماده اي پرتوافشاني كم است و بايد درمورد آن احتياط كرد، از اين رو يا آن را انبار و يا دفع مي كنند.
ميزان مواد موجود در چرخه سوختي هسته اي
موارد زير فرضيات مختلفي ايجاد مي كنند. (پاورقي شماره 2 را ملاحظه فرماييد) اما مورد ملاحظه عملكرد راكتور انرژي هسته اي NWE 1000 قرار مي گيرند.
20000 تن از يك درصد سنگ معدن اورانيوم استخراج
230 تن از اورانيوم اكسيد غليظ شده (همراه 195 تن اورانيوم) آسياب سازي
288 تن UF6 (همراه 195 تن اورانيوم) تبديل كردن
35 تن UF6 (همراه 24 تن اورانيوم غني شده) غني سازي
27 تن UO2 (همراه 24 تن اورانيوم غني شده) ساخت و توليد سوخت
7000 ميليون كيلووات ساعت (kwh) نيروي الكتريسيته عملكرد راكتور
27 تن شامل 240 كيلوگرم پلوتونيوم، 23 تن اورانيوم(u-235 8/0 درصد)، 720 كيلوگرم محصولات شكافتي، همچنين ترانزورانيك سوخت مصرف شده
پاورقي شماره 1- غليظ كننده هاي اورانيوم بعضي اوقات در شرايط u3o8 قرار مي گيرند كه حجم آن (مخلوطي از دو اورانيوم اكسيدي كه نسبتاً همان چيزي است كه در طبيعت يافت مي شود.
محصول u3o8 خالص شامل حدوداً 85 درصد فلز اورانيوم است.
پاورقي شماره 2- غلظت اورانيوم 80 درصد است، غني سازي در 4 درصد اورانيوم 235 به همراه 3 درصد دنباله آزمايش شده، 80 درصد براي عملكرد راكتور بارگزاري مي شوند، در هسته راكتور 72 تن اورانيوم بارگزاري مي شوند. سوخت گيري سالانه است و هر سال يك سوم سوخت را عوض مي كنند
![]()
در جهان متحول در عصر اطلاعات صرفا نميتوان با اتكا به روشهاي سنتي امور جامعه را پيش برد، و ورود به عرصه جديد ITو ICTزمينههاي متعدد و متنوعي از فعاليتهاي اجتماعي، اقتصادي، آموزشي و فرهنگي را پيش روي افراد قرار داده است.
دانشگاه علم و صنعت ايران با انتشار بروشوري درباره آموزش در دانشگاه الكترونيكي اعلام كرد، در دانشگاه الكترونيكي، آموزش با استاندارد آموزش حضوري ارايه ميشود و يكي از مزاياي آموزش الكترونيكي امكان برگشت مكرر به تمام يا بخشي از مفاد يك جلسه درس است.
در حاليكه دانشجوي حضوري فقط يكبار فرصت دارد مطالب درسي را از استاد بشنود.
هم چنين مراحل تقاضاي پذيرش در دانشگاه الكترونيكي مستلزم سفرهاي درون شهري و برون شهري نيست.
زمانيكه داوطلب تصميم بگيرد از طريق آموزش الكترونيكي تحصيل در دانشگاه را دنبال كند به سادگي از طريق كامپيوتر خود به پايگاه اينترنتي دانشگاه متصل شده و پرسشنامه تقاضاي پذيرش را تكميل و در مهلت مقرر از طريق وب سايت ارسال ميكند.
داوطلب فقط يك بار لازم است جهت ارايه مدارك و مستندات مورد نياز با دانشگاه مكاتبه كند و از آن پس تمامي ارتباطات او از طريق شبكه ميسر ميشود.
در دانشگاه الكترونيكي دانشجويان در نزد خانواده خود و شهر محل اقامت بدون نگراني به تحصيل ادامه ميدهند و با چالشهاي فرهنگي و اجتماعي كمتري مواجه خواهند بود.
شكل و ابزار آموزشي عملا كمك ميكند تا مهارتهاي دانشجويان در زمينههاي ITافزايش يابد كه اين امراز عوامل مهم و موثر در شغل يابي است.
همچنين تحصيل از طريق آموزش الكترونيكي به دو صورت تمام وقت و نيمه وقت و به عنوان رشته دوم براي دانشجويان حضوري دانشگاهها امكان پذير است.
دانشجويان بعد از گذراندن تمام دروس تصويب شده براي رشته مورد نظر طبق برنامه درسي مصوب وزارت علوم، تحقيقات و فناوري دانش آموخته اعلام ميشود و مشمول دريافت دانشنامه ميشود.
مدرك كارشناسي آموزش الكترونيكي نيز مانند اموزش حضوري در دانشگاه مورد تاييد وزارت علوم، تحقيقات و فناوري است.
نحوه برگزاري امتحانات نيز به صورت حضوري در تاريخهاي معين برگزار مي شود و امتحان ميان ترم و كوئيز از طريق شبكه كامپيوتري انجام ميشود.
اعلام نمرات امتحاني دانشجويان نيز به اين صورت است كه دانشجويان با داشتن رمز ورود به شبكه قادر هستند از نتايج امتحان ميان ترم، كوييزها و امتحان پايان ترم در شبكه و پايگاه اينترنتي آموزش الكترونيكي مطلع شوند و چنانچه دانشجو نسبت به نمره خود اعتراض داشته باشد ميتواند از طريق شبكه تقاضاي تجديدنظر كند و پاسخ تجديد نظر را از طريق اينترنت دريافت كند.
حداكثر طول دوره كارشناسي آموزش الكترونيكي شش سال و حداقل آن چهار سال است و آموزش به صورت ترمي واحدي انجام ميشود و طول مدت هر ترم شامل زمان برگزاري امتحانات حداقل سه ماه است.
شرايط پذيرش دانشجويان آموزش الكترونيكي،پذيرش در ترم اول دانش پذير، حد نصاب معدل ،۱۳آشنايي كامل با كامپيوتر و شبكه رايانهاي و از لحاظ ضوابط عمومي مجاز به ادامه تحصيل باشد
![]()
خدمات و توانايى هاى شبكه اينترنت به سرعت در حال افزايش و تخصصى شدن است. به عنوان مهمترين خدمات عمومى اين شبكه مى توان به پست الكترونيك، سرويس دسترسى به اطلاعات، سرويس انتقال پرونده هاى كامپيوترى، سرويس گروه هاى تخصصى، كنفرانس الكترونيكى و سرويس خبرى اشاره كرد.
اما در كنار كاربردهاى متنوع شبكه هاى اطلاع رسانى، توجه به نيمه تاريك آن در بسيارى از كشورها از اهميت زيادى برخوردار است. امروزه سوءاستفاده هاى مخرب از اين فناورى نوين يك نگرانى عمومى و قابل درك در سطح جهان پديد آورده است به گونه اى كه هم اكنون هيچ كشورى را در شرق و غرب جهان نمى توان يافت كه نسبت به سوءاستفاده از آن ابراز نگرانى نكرده باشد.
آمارهاى منتشر شده نشان مى دهد كه روزانه صدها ميليون نفر به گشت و گذار در جهان اطلاعات مشغولند. شبكه هاى اطلاع رسانى مانند يك دنياى واقعى، البته در بعدى ديگر نقش بازى مى كنند. در اين دنيا افراد بدانديش، بيماران روانى، بزهكاران باسابقه و افراد ديگرى نيز وجود دارند كه از اينترنت براى انجام كارهاى غيرقانونى و غيراخلاقى استفاده مى كنند. سوءاستفاده از اينترنت در محورهاى مختلف انجام مى گيرد و هر روز بر تنوع و گستردگى آن افزوده مى شود. به عنوان نمونه از هر ده كلمه اى كه در موتورهاى جست وجو مورد جست وجو قرار مى گيرد شش كلمه در مورد مسائل غيراخلاقى است.
در يك بررسى كه اخيراً توسط مجله «web» به عمل آمده نشان مى دهد كه كلمه «Sex» محبوب ترين كلمه كاربران شبكه است و در طى يك ماه بيش از پنج ميليون بار اين كلمه تايپ شده و مورد جست وجو قرار گرفته است. دومين كلمه مورد علاقه كاربران «Gap» بوده كه البته تا ميزان ۷۵ درصد كمتر به آن علاقه نشان داده شده است. متاسفانه تعداد بينندگان اين گونه سايت ها درصد قابل توجهى را به خود اختصاص مى دهند و اين در حالى است كه متقاضيان اطلاعات مفيد و سودمند در اقليتند.
• بزهكارهاى انفورماتيك
امروزه اكثر نقل و انتقال هاى پولى و مالى در بازار اقتصاد جهانى از طريق كامپيوتر انجام مى پذيرد. بسيارى از موسسات تجارى اطلاعات سرى مربوط به معاملات و فعاليت هاى بازرگانى خود را در كامپيوترها ذخيره مى كنند. اين نكته در مورد روش هاى مراقبت هوايى، ناوبرى هوايى و كنترل رفت و آمد كشتى ها و سيستم هاى كنترل امور پزشكى نيز صادق است. نتيجه اينكه توسعه داده هاى كامپيوترى در بانك، صنعت و تجارت مى تواند موجب ترس از قريب الوقوع بودن استفاده از روش هاى اجرايى از سوى بزهكاران متخصص شود. با توسعه يافتن شبكه هاى ارتباطى به خصوص اينترنت نوع جديدى از جرايم مرتبط با آن نيز به وجود آمده است. بزهكارى انفورماتيك روز به روز متنوع تر شده و اكنون اشكال شناخته شده اى چون خرابكارى، جاسوسى، سرقت، استفاده و دستكارى غيرقانونى در كامپيوترها و... را شامل مى شود.
به عنوان نمونه فهرست اعمال مجرمانه در قلمرو اطلاعات و كامپيوتر كه به وسيله شوراى اروپا تهيه و معرفى شده به اين شرح است: تقلب نسبت به كامپيوتر، تقلب نسبت به اطلاعات، وارد كردن خسارت به داده ها و برنامه هاى اطلاعاتى، خرابكارى و دستكارى غيرقانونى در كامپيوتر، ورود غيرمجاز به سيستم ها، رهگيرى غيرمجاز ارتباطات كامپيوترى، تكثير و توزيع غيرمجاز برنامه ها و نرم افزارهاى كامپيوترى و جاسوسى از طريق كامپيوتر. امروزه در زمينه جرايم كامپيوترى و اطلاعاتى يعنى به طور عمده پديده Hacking، مسئله دستكارى غيرقانونى در سيستم هاى نقل و انتقال الكترونيكى سرمايه ها و داده ها و اطلاعات مشاهده مى شود.
خطر اين پديده نخستين بار در سال ۱۹۸۹ و زمانى براى عموم آشكار شد كه در دادگسترى آلمان، دادرسى كيفرى عليه چند آ لمانى در جريان بود كه از طريق شبكه هاى كامپيوترى بين المللى در سيستم هاى كامپيوترى دولت آمريكا، انگليس و ساير كشورها نفوذ كرده بودند و اطلاعات به دست آمده از اين طريق را به سرويس هاى اطلاعاتى شوروى سابق (KGB) فروخته بودند. در يك مورد ديگر، يك متخصص كامپيوتر با نفوذ به يك شبكه بانكى ترتيبى داد كه تمام اعداد «صد» را كه در عمليات ظاهر مى شد به حسابى كه خود باز كرده بود واريز گردد. به اين ترتيب حساب ها را سرراست كرده بود. با اين روش وى موفق به جمع كردن مبلغ قابل توجهى شد و فقط به كمك ادعاى يك مشترى دقيق و نكته سنج مبنى بر اينكه در حساب او يك دلار كسرى وجود دارد اين كلاهبردارى كشف شد. بسيارى از متخصصان امور شبكه هاى اطلاع رسانى بزرگترين مشكل اين شبكه ها را مسئله امنيت مى دانند و زمانى بر وسعت اين ناامنى افزوده مى شود كه بدانيم مراكز نظامى ايالات متحده نيز به راحتى مورد حمله هكرها قرار مى گيرد و مهاجم به راحتى به اطلاعات مورد نياز خود دست پيدا مى كند.
هفته نامه Defense News مى نويسد: «يك راهزن كامپيوترى به مغز سيستم كامپيوترى مدرسه عالى نيروى دريايى كاليفرنيا دسترسى پيدا كرده و اين اقدام باعث هراس مقامات نظامى آمريكا شده است. در پى آن مقامات نظامى و صنعتى آمريكا از اينكه ممكن است اينترنت در قالب و به صورت يك كانال اطلاعاتى سبب تهاجمات ديگرى به بانك اطلاعات پنتاگون شود دچار وحشت شده اند.»
• حمله اينترنتى
امروزه انتشار و ارسال ويروس هاى كامپيوترى خطرناك به شبكه هاى جهانى و كامپيوترهاى شخصى به امرى عادى و معمولى و در عين حال وحشتناك و نااميدكننده تبديل شده است. ظهور ويروس ها همانند حمله ناگهانى مهاجمان قدرتمند و بى رحم به ساكنان بى پناه يك آبادى در نيمه هاى شب است. تصور اين واقعيت كه يك دانشمند و محقق در پى مشاهده يك پيام ناآشنا بر صفحه مانيتور خود همه تحقيقات، مطالعات و يافته هاى خود را نابود شده ببيند و يا تصور اينكه صورت مبادلات و عمليات هاى بانكى كامپيوترى يك بانك زنجيره اى كه داراى شعب متعدد در سراسر جهان است با اقدام از سر شوخى يا ناراحتى يك فرد به صفحه اى سفيد تبديل شود بيم و نااميدى را به نحو گسترده اى در سراسر جهان مى پراكند. به طور مثال ديويد اسميت سى ساله با ايجاد ويروس «Mellisa» به سرويس هاى پست الكترونيك بسيارى از مراكز مهم و استراتژيك از جمله پنتاگون حمله كرده و همگى را فلج كرد.
به گفته برخى كارشناسان اين ويروس چنان تاثيرى بر روى شبكه هاى كامپيوترى آمريكا داشته كه وزارت دفاع آمريكا مجبور شد براى مدتى سيستم پست الكترونيك خود را ببندد. البته اين جريان همچنان ادامه دارد و سيستم هاى كامپيوترى هنوز خود را كاملاً از گزند ويروس مليسا نرهانيده اند. در موردى ديگر دو سوئدى به سيستم كامپيوترى ناسا و يك شركت اينترنتى انگليسى نفوذ كردند و در مورد ديگر يك نوجوان پانزده ساله كانادايى كه لقب پسر مافيايى را بر خود نهاده بود به همراه چند نفر ديگر به دو شبكه عمده اينترنت آمريكا حمله كردند. پليس فدرال آمريكا تحقيقات خود درباره اختلال در شبكه هاى بزرگى چون yahoo و Amazon را از هنگامى شروع كرد كه آنان اعلام كردند به دليل اختلال ناشى از دريافت ميليون ها نامه الكترونيكى، به مدت چند ساعت فعاليتشان متوقف شده است. «پسر مافيايى» بارها تهديد كرده بود كه به سايت اينترنتى CNN و چند مركز ديگر حمله خواهد كرد.
به گفته كارشناسان مبارزه با تهاجمات كامپيوترى دانش فنى افرادى كه چندين ساعت بزرگترين سايت هاى اينترنتى آمريكا را از كار انداختند بسيار بالا بود. معروف ترين مهاجم كامپيوترى آمريكا كه اخيراً از زندان آزاد شده و حالا هم ظاهراً بيكار است در مورد امنيت شبكه هاى كامپيوترى مى گويد: امنيت كامپيوترى مثل قفل زدن به در است و اگر كسى واقعاً بخواهد داخل شود مى تواند اين كار را از پنجره انجام دهد. او كه فردى سى و شش ساله به نام كوين ميتينگ است و ديگر حق ندارد به هيچ كارى كه از دور، نزديك، مستقيم و غيرمستقيم با كامپيوتر سروكار داشته باشد مشغول شود اين حرف ها را در كنگره آمريكا و در برابر سناتورها به زبان آورد. همچنين او در توضيحات خود به سناتورهاى آمريكايى گفته است كه در تمام مدتى كه به عنوان هكر به سيستم هاى كامپيوترى نفوذ مى كرده تنها يك بار ناموفق بوده است. آن هم به اين دليل كه آن سيستم موردنظر تحت نفوذ هكر ديگرى قرار داشت.
وى در ادامه مطالب خويش اظهار كرده كه در بسيارى از موارد نياز به حملات فنى نداشته زيرا با حرف كشيدن از كاركنان شركت هاى بزرگى مثل «Motorola» و «Nokia» به راحتى اطلاعات كليدى و رمزها را به دست آورده است. براين اساس جهت برقرارى امنيت در اينترنت نه تنها بايد چاره اى براى حملات فنى كه هر روز پيچيده تر مى شود انديشيد، بلكه بايد نسبت به آموزش كاركنان و كاربران كامپيوترهاى دولتى و خصوصى اقدام مناسبى صورت گيرد. در همين راستا و در جهت سنجش ميزان ايمنى شبكه هاى اطلاع رسانى و كامپيوترى يك نمايشگاه در سنگاپور اعلام كرده به هركسى كه بتواند به سايت هاى اين دانشگاه در اينترنت دستبرد بزند ده هزار دلار جايزه مى دهد. مسئولان اين نمايشگاه مى گويند پس از حملات ويروس هاى مليسا، چرنوبيل،Love you I و چند ويروس خطرناك ديگر كه دو، سه سال اخير سيستم ها را مورد هجوم قرار دادند به اين فكر افتادند تا سايتى براى هكرهاى كامپيوترى در اينترنت ايجاد كنند و ضمن اعطاى جايزه، نقاط ضعف سيستم ايمنى كامپيوترها را شناسايى كرده و نسبت به اصلاح آنها اقدام كنند.
البته حملات اينترنتى هميشه از طريق ارسال و انتشار ويروس صورت نمى گيرد. بلكه در بسيارى از موارد از راه نفوذ در سيستم هاى اطلاعاتى و دستكارى در آن به گونه هاى مختلف انجام مى پذيرد. به طور مثال يك مهاجم اينترنتى در گوشه نامعلومى از جهان هنگامى كه احزاب سياسى استراليا سرگرم مبارزات انتخاباتى بودند وارد وب سايت حزب حاكم ليبرال استراليا شد و ضمن ايجاد تغييرات در محتوا، مطالب آن را به صورت مضحكى درآورد و در پايان چند عكس نيز ضميمه آن كرد. اين عمل لطمه شديدى به حيثيت حزب ليبرال وارد ساخت. و در موردى ديگر هكرها با ورود به سيستم كامپيوترى دانشگاه استنفورد آمريكا رمز پست الكترونيكى ۴۵۰۰ نفر از دانشجويان و استادان را تغيير دادند و براى مدت سه هفته بدون اينكه كسى متوجه شود به مطالب پست هاى الكترونيكى وب سايت دانشگاه دسترسى داشتند.
• تجاوز به حريم خصوصى
يكى ديگر از مواردى كه موجب نگرانى كاربران شده است ترس از انتشار اطلاعات محرمانه و خصوصى آنها در اينترنت است. البته از اواسط دهه ۱۹۷۰ موضوع حمايت از اطلاعات خصوصى بر محور رشد انفجارى كامپيوتر و توانايى آن براى جمع آورى، جست وجو، طبقه بندى، مقايسه و ادغام اطلاعات خصوصى درباره افراد مى چرخيد. امروزه اهميت حمايت از زندگى خصوصى افراد در مقابل خطرهاى ناشى از فناورى كامپيوترى و اطلاعاتى از نگرانى هاى مهم مربوط به شبكه هاى اطلاع رسانى جهانى است. كامپيوترهاى بزرگ و نيرومند امروزى كه در اختيار شبكه هاى اطلاعاتى قرار دارند، خصوصى ترين و شخصى ترين اطلاعات مربوط به افراد را جمع آورى مى كنند و به عبارتى تقريباً همه افراد پرونده دار شده اند البته بدون اينكه از محتواى پرونده خود باخبر باشند. در اين صورت افرادى با مقاصد نادرست با دستيابى به اطلاعات شخصى، سوءاستفاده هاى گوناگونى را مرتكب مى شوند.
مثلاً سال ها پيش و بعد از مرگ فرانسوا ميتران رئيس جمهور سابق فرانسه، هنگامى كه پزشك معالج او اسرارى از بيمارى و زندگى او را در كتابى فاش كرد به درخواست خانواده ميتران و همچنين نظام پزشكى فرانسه فروش كتاب از كتاب فروشى ها ممنوع شد اما چند ساعت بعد تعدادى مهندس كامپيوتر در «Grenoble» تمام كتاب و محتواى آن را بر روى شبكه اينترنت منتشر كرده و در دسترس همگان قرار دادند. از ديگر فعاليت هاى غيرقانونى و نادرست در اينترنت مى توان به قتل و آدم كشى از طريق اين شبكه، آموزش جرائم، فروش نوزادان و بسيارى موارد ديگر اشاره كرد.
يكى ديگر از معايب و يا شايد مزيت اينترنت اين است كه هيچ مامور، سرپرست و يا دستيارى در راه عبور مطالب اين شبكه در سطح بين المللى وجود ندارد و در حقيقت هيچ كس مالك اينترنت نيست.
در اينترنت كسى قدرت اخراج ديگرى را ندارد و به اصطلاح چيزى به نام «كليد كنترل مركزى» وجود ندارد تا در مواقع لزوم اقدام به از كار انداختن كل شبكه نمايد. زيرا طراحى اوليه اينترنت به گونه اى بوده است كه در صورت از كار افتادن بخشى از شبكه، ساير بخش ها بتوانند به كار خود ادامه دهند. به بيان ديگر «تمركززدايى» از اصول اوليه پايه گذارى اينترنت بوده است. البته در مورد مديريت و هدايت اينترنت مى توان به وجود گروه هاى داوطلب در اين زمينه اشاره كرد.
به عنوان نمونه بالاترين مرجعى كه تحولات اينترنت را رهبرى مى كند به اختصار «ISOC» ناميده مى شود كه متشكل از اعضاى داوطلب است و هدف آن توسعه فناورى موجود در جهت گسترش تبادل اطلاعات ذكر شده است. «ISOC» داراى شورايى متشكل از كارشناسان عالى رتبه است كه مسئوليت فنى تحولات اينترنت را برعهده دارد و آن را به اختصار «IAB» يا Internet Architecture Board يعنى هيات عالى معمارى اينترنت مى نامند.
در آخر بايد اين نكته را يادآور شويم كه اينترنت نيز مانند هر پديده ديگرى مزايا و معايب خود را دارد و اين ما هستيم كه مى توانيم به عنوان يك ابزار قوى و كارآمد از آن در جهت تحقيقات و پژوهش و حتى ايجاد صلح و برابرى استفاده نمائيم و يا برعكس در جهت شر و پليدى از آن بهره گيريم.
![]()
آيا گوگل E-Mail هاى شما را مى خواند؟ در جواب اين سوال بايد از شما سوال کنم، تصور شما از گوگل چيست؟
اگر فکر مى کنيد که گوگل يک تشکيلات بزرگ با تعداد زيادى کارمند است که به خواندن نامه هاى الکترونيکى شما مشغولند، جواب "منفى" است. آنها نامه هاى شمارا نمى خوانند. اما اگر گوگل را شبکه اى از سرورهاى .اينترنتى و سخت افزارهاى کامپيوترى بدانيد، "بله " آنها نامه هاى شما را مى خوانند.
بگذاريد بيشتر توضيح دهم.
من شخصاً مشترک GMail هستم و به هيچ مشکلى در آن برخورد نکرده ام. چندين سايت دارم که از امکانات جستجوى گوگل استفاده مى کنند و از ابزارهاى مختلف گوگل در تبليغات و کسب درآمد استفاده فراوانى کرده ام.
شما تبليغاتى در سمت راست صفحه هاى نتايج حاصل از جستجو مشاهده مى کنيد که متناسب با موضوع جستجو هستند و براى ارائه اين تبليغات پول پرداخت مى شود.
مثلاً : اگر شما در جستجوى خود به يکى از سايتهاى من وارد شده باشيد و روى يکى از اين تبليغات کليک کنيد به خاطر نمايش اين آگهى مبلغى به حساب سايت من واريز مى شود.
تبليغات GMail نيز به همين صورت هستند و مربوط به موضوعاتى هستند که در E-Mail هاى شما وجود دارد.
قبل از اين من عضو Yahoo و Hotmail نيز بوده ام. اين سرويس ها رايگان است اما تبليغات مزاحمى که خودبخود ظاهر مى شوند، تابلوهاى تبليغاتى (Banner هائى) که همه جا حضور دارند يا نامه هاى تبليغاتى که دائماً براى من ارسال مى شد، راههاى تامين درآمد اين سرويس دهنده ها مى باشد.
GMail نيز مانند ديگر سرويس دهنده ها از چنين راهکارهائى استفاده مى نمايد با اين تفاوت که آنها نامه هاى رسيده شما را اسکن مى کنند و کلمات کليدى آنها را بدست مى آورند و تبليغاتى در زمينه هاى مورد علاقه شما برايتان ارسال مى کنند، همانگونه که سايتها را براى پيدا کردن کلمات کليدى و رتبه بندى در موتور جستجو اسکن مى کنند.
به نظر من مخالفين گوگل و طرفداران حفظ حريم خصوصى وقت خود را تلف مى کنند، زيرا هيچ اشکالى در اين روش وجود ندارد، خصوصاً از زمانى که گوگل تمام استراتژيها و روش کار خود را به روشنى ارائه داده است. شما نيز با مراجعه به صفحه GMail و لينک "مسائل مربوط به حريم خصوصى" مى توانيد مطالب زيادى در اين مورد مشاهده کنيد.
بايد نسبت به شرکتهائى خشمگين باشيم که اطلاعات خصوصى ما را به خاطر منافع اندک خود مى فروشند.
باتمام اين اوصاف اگر باز هم از اسکن شدن نامه هايتان توسط کامپيوترها و روش GMail ناراضى هستيد، در اين سرويس مشترک نشويد! حق انتخاب با شما است.
![]()
لايه أنيوسفر در فركانس حدود 30 مگا هرتز به صورت شفاف عمل مي كند. علائم ارسالي بر روي اين فركانس مستقيما از ميان آن مي گذرد و در فضاي بيرون گم مي شوند. اين فركانس ها همچنين در خط مستقيم ديد حركت مي كنند. به اين دلايل براي مقاصد ارتباطي آن ها را بايد به طريقه هاي گوناگون به كار گرفت. فركانسهاي 30 تا 300 مگاهرتز بسيار مفيد و كارامد هستند چون انتشار آنها با وجود محدود بودن پايدار است.
اين امواج با چنين فركانسي براي امواج تلويزيون كارامدند زيرا فركانسهاي بالاي آن ها اجازه حمل مقادير فراواني از اطلاعات مورد لزوم را مي دهد و براي پخش صداي داراي كيفيت بالا نيز سودمند مي باشد. علت اين امر اين است كه در اين محدوده از فركانس براي كانالهاي پهن جا وجود دارد. قسمتي از باند UHF را كه بين 790 تا 960 مگاهرتز قرار دارد مي توان براي مرتبط ساختن ايستگاههايي با فاصله بيش از 320 كيلومتر به شيوه به اصطلاح پراكندگي در لايه تروپوسفر زمين به كار برد. اين شيوه به توانايي گيرنده دوردست در گرفتن بخش كوچكي از علائم فركانس UHF كه به دليل ناپيوستگي هاي بالاي لايه تروپوسفر پراكنده شده بستگي دارد. يعني علائم در جايي پراكنده مي شوند كه تغييرات شديدي و تندي در ضريب شكست هوا وجود دارد.
امواج مايكروويو چه نوع امواجي هستند؟
فركانس هاي بين 3000 تا 12000 مگاهرتز براي رابطهاي در خط مستقيم كه در آن پيام رساني از طريق آنتن هايي بر فراز برجهاي بلند ارسال مي شود به كار مي رود. ايستگاههاي تكرار كننده را كه ساختاري برج مانند دارند نيز در فواصل 40 تا 48 كيلومتري ( معمولا بالاي تپه ها ) كار مي گذارند. اين ايستگاهها امواج را مي گيرند تقويت مي كنند و دوباره به مسير خود مي فرستند. بخش مربوط به امواج مايكروويو براي ارتباط مراكز پرجمعيت بسيار مفيد است چون فركانس بالا به معناي آن است كه امكان حمل باند عريضي از طريق مدولاسيون وجود دارد و اين نيز به اين معني است كه هزاران كانال تلفن را مي توان روي يك فركانس مايكروويو فرستاد. باند عريض اين نوع فركانس اجازه مي دهد كه علائم ارسالي تلويزيون سياه و سفيد و تلويزيون رنگي بر روي يك موج حامل منفرد ارسال شوند و چون اين امواج داراي طول موج بسيار كوتاه هستند براي متمركز كردن علائم رسيده مي توان از بازتابنده هاي بسيار كوچك و اجزاي هدايت مستقيم بهره گرفت.
ماهواره چيست ؟
دستگاههاي ارتباطي ماهواره ها در باند مايكروويو عمل مي كنند در واقع ماهواره ها صرفا ايستگاه مايكروويو غول پيكري است در مدار زمين كه با كمك پايگاه زميني بازپخش مي شود. اين مدار تقريبا دايره شكل در ارتفاع 36800 كيلومتري بالاي خط استوا قرار دارد و در اين فاصله سرعت ماهواره با سرعت زمين برابر است و نيروي خود را به وسيله سلولهاي خورشيدي از خورشيد مي گيرد. نيروي جاذبه زمين شتاب زاويه شي قرار گرفته در مدار را دقيقا بي اثر مي سازد. در اين فاصله دور چرخش ماهواره ها با حركت دوراني زمين كاملا همزمان و برابر است و باعث مي شود ماهواره نسبت به نقطه مفروض روي زمين ثابت بماند.
ايستگاه زميني در كشور اطلاعات را با فركانس 6 گيگاهرتز ارسال مي كند. اين فركانس فركانس UPLINK ناميده مي شود. سپس ماهواره امواج تابيده شده را گرفته و با ارسال آن به نقطه ديگر كه بر روي فركانس حامل متفاوت DownLink برابر 4 گيگا هرتز است عمل انتقال اطلاعات از فرستنده به گيرنده را انجام مي دهد. در واقع ماهواره اطلاعات گرفته شده را به سمت مقصد تقويت و رله مي كند. آنتن ماهواره ترانسپوندر نام دارد. از مدار همزمان با زمين هر نقطه از زمين بجز قطبين در Line of sight است. و هر ماهواره مي تواند تقريبا 40 % از سطح زمين را بپوشاند. آنتن ماهواره ها را طوري مي شود طراحي كرد كه علائم پيام رساني ضعيف تر به تمام اين ناحيه فرستاده شود و يا علائم قويتر را در نواحي كوچكتري متمركز كند. بر حسب مورد اين امكان وجود دارد كه از ايستگاه زميني در كشوري فرضي به چندين ايستگاه زميني ديگر واقع در كشورهاي گوناگون علائم ارسال كرد. به طور مثال : وقتي برنامه اي تلويزيوني در تمام شهر ها و دهكده هاي يك يا چند كشور پخش شود در اين حالت ماهواره ماهواره پخش برنامه است ولي وقتي علائم ارسال ماهواره در سطح گسترده اي از زمين انتشار يابد ايستگاههاي زميني بايد آنتنهاي بسيار بزرگ و پيچيده اي داشته باشند. هنگامي كه علائم ارسالي ماهواره در محدوده كوچكترين متمركز مي شوند و به حد كافي قوي هستند مي توان از ايستگاههاي زميني كوچكتر ساده تر و ارزانتر استفاده كرد.
از آنجاييكه ماهواره ها براي جلوگيري از تداخل امواج راديويي بايد جدا از هم باشند لذا شماره مكان هاي مداري در مدار همزمان با زمين كه امكان استفاده آن براي ارتباطات وجود دارد محدود است. از اين رو جاي شگفتي نيست كه وظيفه مديريت در امور دستيابي به مدار و استفاده از فركانس ها براي انواع روز افزون و متنوع كاربردهاي زميني و ماهواره اي بوسيله شمار روزافزوني از كشورها بي نهايت دشوار شده است. از سويي استفاده از ماهواره ها در كش.رهاي متمدن و پيشرفته به عملكرد دقيق و عمليات روز به روز دقيق تر نه تنها از نظر به كارگيري شيوه خودشان بلكه از نظر همسايگانشان در مدار همزمان با زمين نياز مي باشد. برخي از ماهواره ها نيز در مدار ناهمزمان با چرخش زمين non- geosynchronous قرار داده مي شوند.در ماهواره هاي ناهمزمان با مدار زمين ماهواره ديگر در ديد ايستگاه زميني نيست زيرا كه سطح افق زمين را پشت سر مي گذارد و از ديررس خارج مي شود در نتيجه براي اينكه ارسال همواره ادامه يابد به چندين ماهواره از اين نوع نياز است و چون نگهداري و ادامه كار چنين شيوه ارتباطي بسيار پيچيده و گران است لذا كاربران و متخصصان طراحي ماهواره ها بيشتر جذب ماهواره همزمان با زمين مي شود.
فركانس هاي بالاي فركانس مايكروويو چه نوع فركانس هايي هستند؟
با كشف ليزر براي نخستين بار آن قسمت از محدوده فركانسي كه بالاتر از باند فركانس هاي مايكروويو بودند به منظور حمل پيام هاي بي سيم در نظر گرفته شدند. پرتو هاي ليزري تحت تاثير عواملي مانند مه - غبار -- خرابي وضع هوا و روزهاي بسيار داغ به شدت ضعيف مي شوند. اگر چه ليزر براي حمل اطلاعات تا مسافت هاي كوتاه خط ارتباطي بسيار عالي ايجاد مي كند ولي چون پرتو ليزر خاصيت هدايت شونده بالايي دارد بازداشتن يا سد كردن آن بسيار دشوار است. اين امر سبب مي شود براي ارتش و بعضي از مقاصد نظامي كه شيوه هاي آن ها بايد داراي حفظ اسرار باشد بسيار سودمند است در ضمن دستگاه ليزر براي كاربردهاي ارتباط سيار از سبكي و قابليت حمل خوبي برخوردار است. برخلاف امواج راديويي امواج نوري را نمي توان با عبور دادن جريان هاي متناوب در سيم ها توليد كرد آن ها تنها با فرايند هايي كه داخل اتم روي مي دهد به وجود مي ايند فن آوري تار نوري مشابه موج رسان فلزي مايكروويو براي پرتو تاباني الكترومغناطيسي در ناحيه نور مرئي تعريف شده است. اين شيوه به طور كلي شامل رشته اي شيشه اي با نازكي موي انسان است كه از هدر رفتن انرژي نور در مسافت طولاني جلوگيري مي كند همچنين بر خلاف پرتوي نور معمولي پرتوي نور ليزري تكفام است يعني فقط داراي يك فركانس تنها است. پرتوي ليزر داراي گستره پهن فركانس است كه خاصيت گسيختگي نور را ندارد به همين دليل آن ها را مي توان دقيقا به همان طريق كه با فركانس هاي مايكروويو تعديل مي شوند و تغيير نوسان مي دهند را با پيام هاي تلفني و اطلاعات و علائم تصويري تعديل كرد.
به هر حال چون فركانس آن ها خيلي بالاتر است به تناسب آن مي توان تعداد بيشتري از امواج و كانالها را انتقال دهند. به طور كلي مقايسه بين شيوه هاي مختلف ارسال امكان پذير مي باشد. روابط بين فرستنده و گيرنده خواه انتشار از روي سيم و خواه از هوا به نوع ساخت شيوه ارتباطي بستگي دارد و به همين ترتيب باند به فركانس به كار رفته به شرايط حل مساله ارتباطاتي وابسته است. بيشتر فركانسهاي در دسترس را مقررات ملي و توافق هاي بين المللي تعيين مي كنند. اگر چه تصميمات مربوط به شيوه ها و نحو ارسال امري فني به شمار مي آيد ولي در اكثر اوقات ملاحظات سياسي آن را در بر مي گيرد.
منبع :www.physicsir.com
![]()
2 - تعريف من از ازدواج چنين است : قضيه با دو نفر آغاز ميشود که زندگي را بدون وجود يکديگر يرقابل تحمل مي بينند و بعد از مدتي به همان دو نفر ختم مي شود که حالا ديگر زندگي را در کنار هم غيرقابل تحمل مي بينند (سيدني اسميت ).
3 - عشق مثل باد روده است تا موقعي که در وجود توست خودت را ناراحت مي کند و زماني که ابراز مي شود ديگران را مي آزارد ( سرجان ساکلينگ ) .
4 - اين يک اصل غيرقابل ترديد است : کساني که دائما از شرافت حرف مي زنند از آن بويي نبرده اند ( رابرت سرتيس ).
5 - هميشه دوست داشتم فرصتي دست مي داد تا فروتني را تمرين کنم اما همواره به خاطر مي آوردم که من مهم تر از آن هستم که اوقاتم را صرف چنين اموري کنم ( اسحاق سينگر ) .
6 - انقلاب ستمديدگان را آزاد نمي کند تنها استثمارگران را عوض مي کند ( برنارد شاو ) .
7 - عشق ، خطاي فاحش فرد در تمايز يک آدم معمولي از بقيه ي آدم هاي معمولي است ( برنارد شاو ) .
8 - او هيچ چيز نمي داند ولي تصور مي کند وتظاهر مي کند که همه چيز را مي داند ، اين تعريف مختصر يک نماينده ي مجلس است( برنارد شاو ) .
9 - دو تراژدي دردناک در زندگي وجود دارد : يکي اينکه در عشقت ناکام شوي و ديگر اينکه به وصال عشقت برسي( برنارد شاو ) .
10 - زماني که گفتم تا آخر عمر مجرد مي مانم نمي دانستم که آنقدر عمر مي کنم که ازدواج کنم ( ويليام شکسپير ) .
11- تا بحال هیچ فیلسوفی قدم به عرصه خاک نگذاشته که بتواند دندان درد را تحمل کند. (ویلیام شکسپیر)
12- هرچه بیشتر انسان ها را می شناسم، سگ ها را بیشتر ستایش می کنم. (ایوان شفر)
13- زمانی که پریان از رقصیدن و روحانیون از گوشه نشینی دست برداشتند، عمر دنیای شاد به پایان می رسد. (جان سلدن)
14- واعظ می گوید: چنان کن که من می گویم، نه چنان که من می کنم. (جان سلدن)
15- خداوند، شریر را به اندازه کافی بر تخت نگه میدارد تا فرصت کافی برای توبه کردن داشته باشد. (سوفی سگور)
16- برای شاد بودن، تنها به بدنی سالم و حافظه ای ضعیف نیاز داری. (آلبرت شوایتزر)
17- در زندگی نه هدفی دارم نه مسیری، نه منظوری و نه حتی معنایی. اما شادم و این نشان می دهد که یک جای کار ایراد دارد. (چارلز شولز)
18- فقرا نمی دانند که تنها دلیل آنان برای زندگی، تمایل ما به تظاهر به برخورداری از فضیلت سخاوت است. (ژان پل سارتر)
19- آنان که گذشته را به خاطر نمی آورند مجبور به تکرار آن هستند. (جرج سانتایانا)
20- من مردانی را دوست دارم که مردانه رفتار کنند، قوی و کودکانه. (فرانسواز ساگان)
21- وقایعی مثل انقلاب، تنها شروع جذابی دارند. (هوارد ساکلر)
22- اگر تمامی ما قدرت جادویی خواندن افکار یکدیگر را داشتیم نخستین چیزی که در دنیا از بین می رفت عشق بود. (برتراند راسل)
23- احساس وظیفه در کار نیکو و در روابط آزاردهنده است. انسان ها تشنه محبت اند نه مراقبت. (برتراند راسل)
24- ترس از عشق، ترس از زندگی است و آنان که از عشق دوری می کنند مردگانی بیش نیستند. (برتراند راسل)
25- زندگی خوب، زندگی شاد است، البته منظور من این نیست که اگر شما خوب باشید حتما شاد خواهید بود. منظور من این است که اگر شما شاد باشید خوب زندگی خواهید کرد. (برتراند راسل)
26- زن زشت وجود ندارد، تنها زنانی وجود دارند که حوصله نشستن جلوی آینه و آرایش را ندارند. (هلنا روبنیشتین)
27- بعد از ازدواج دیگر عشق نیست. تنها زندگی است. (رومن رولان)
28- قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف هایی می اندیشد که شما گفته اید اما بعد از ازدواج مرد، قبل از این که شما حرف بزنید به خواب می رود. (هلن رولان)
![]()
مَن قُسِمَ لَهُ الرَّفقُ قَسِمَ لَهُ الإیمانُ.
کسی که برایش مدارا تقسیم شده ایمان برای وی تقسیم گردیده.
امام صادق (ع) فرمودند:
کانَ اَبی یَقولُ : اَنّه لَیسَ مَن عَبدَ مُومِن اِلّا وَ فِی قَلبِه نوران. نُورُ خیفَة و نُورُ رَجاء. لَو وُزِنَ هذا لَم یَزِد عَلی هذا وَ لَو وُزِنَ هذا لَو یَزِد عَلی هذا.
پدرم می فرمود: هیچ بنده ی مومنی نیست جز اینکه در قلب او دو نور وجود دارد: نور بیم و نور امید. به گونه ای که اگر این با ان و آن با این سنجیده شود هیچیک بر دیگری زیادتی ندارد.
حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:
اِنَّكَ لَن تُدِع شَیئاً اَتقَاء اللهُ عَزَّوَجَلّ اِلاّ أعطاكَ اللهُ خَیراً مِنه.
اگر از ترس خدا از چیزی درگذری، خداوند بهتر از آن را به تو خواهد داد.
امام جواد (ع) فرمودند:
عَن اِسماعیلِ بنِ سَهلِ قالَ : کَتَبتُ الی اَبی جَعفر الثّانی (ع) عَلَّمَنی شَیئا اِذا قُلتُه کُنتُ مَعَکُم فی الدُّنیا وَ الآخِرَة فقا: فَکَتَبَ بِخَطِّه اَعرَفُهُ: اَکثِر مِن تِلاوَةِ "اِنّا اَنزَلناهُ" و رَطِّب شَفَتَیکَ بِالاستِغفار.
اسماعیل بن سهل گوید: به خدمت امام جواد نوشتم : "به من چیزی بیاموز که هر گاه آنرا بگویم در دنیا و آخرت با شما باشم." حضرت با خط شریف خود که آنرا میشناختم نوشت: سوره مبارکه "انا انزلناه" را زیاد تلاوت کن و دو لب خود را با گفتن استغفار تر کن (نیروی تازه بخش).
امام جواد (ع) فرمودند:
المؤمن یحتاج الی توفیق من الله ، و واعظ من نفسه ، و قبول ممن ینصحه
مؤمن نیاز دارد به توفیقی از طرف خدا ، و به پندگویی از طرف خودش ، و به پذیرش از كسی كه او را نصیحت كند .
امام باقر (ع) فرمودند:
لا تَنالُ وَلایَتُنا إلاّ بالعَمَل وَ الوَرَع.
کسی به ولایت ما نمی رسد مگر با عمل (شایسته) و دوری از گناه.
امام محمد باقر (ع) فرمودند:
إنَّ اللهَ یُبغِضُ الفَاحِشَ المُتَفَحِّشَ
راستی که خداوند شخص بد زبان بیهوده گوی را دشمن می دارد.
امام صادق (ع) فرمودند:
مَن أذنَبَ ذَنباً وَ هُوَ ضَاحِکٌ دَخَلَ النَّارَ وَ هُوَ باک
هر کس مرتکب گناهی شود در حالی که خندان است (در روز قیامت) با چشم گریان به آتش دوزخ در افتد.
امام علی (ع) فرمودند:
اَشَّدُ الذّنُوبِ مَا استَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ
سخت ترین گناهان، گناهی است که انجام دهنده ی آن، آن را ناچیز بشمارد.
امام علی (ع) فرمودند:
العُمُرُ الَّذی أعذَرَ الله فِیهِ إلَی ابن ادَمَ سِتُّونَ سَنَه.
آن مدّت عمری که خداوند برای فرزند آدم جای عذر و بهانه باقی گذارده شست سال است.
امام موسی کاظم (ع) فرمودند:
مَن اَحزَنَ والدَیهِ فَقَد عَقهُما
هر كه پدر و مادر را اندوهگین كند آنان را ناسپاسی كرده .
امام هادی (ع) فرمودند:
الحَسَدُ ماحِقُ الحَسَناة
حسد نیكوییها را نابود سازد.
امام صادق (ع) فرمودند:
ِانَّ الفُحشَ وَ البَذاءَ وَ السَّلاطَةَ مِنَ النِّفاق
همانا دشنام دادن و هرزه گویی و زبان درازی ناشی از نفاق و دورویی است.
حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.
واقعا چند نفر از ما در مورد مطالبی که می خوانیم فکر میکنیم؟![]()
حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:همانا سعادتمند(به معنای) كامل و حقیقی كسی است كه امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.
امام صادق (ع) فرمودند:
مَا أقبَحَ بالمُؤمِن أن تَکونَ لَهُ رَغبَةٌ تُذِلُّهُ.
برای مؤمن چقدر زشت است که میل و رغبتی داشته باشد که او را به ذلّت و خواری بکشاند.
![]()
آموزش قدم به قدم نصب بازی برای D600 & D500 به زبان فارسی 







![]()
اتَّقوا اللهَ وَ لا یَحسُد بَعضُکُم بَعضا.
از خدا بترسید و کسی از شما بر دیگری حسد نوَرزد.
![]()
Ooh hey, yeah
Hush, just stop
There’s nothing you can do or say, baby
I’ve had enough
I’m not your property as from today, baby
You might think that I won't make it on my own
But now I’m…
[Chorus:]
Stronger than yesterday
Now it’s nothing but my way
My lonliness ain’t killing me no more
I’m stronger
That I ever thought that I could be, baby
I used to go with the flow
Didn’t really care ‘bout me
You might think that I can’t take it, but you’re wrong
‘Cause now I’m…
[CHORUS:]
Stronger than yesterday
Now it’s nothing but my way
My lonliness ain’t killing me no more
I’m stronger
Come on, now
Oh, yeah
Here I go, on my own
I don’t need nobody, better off alone
Here I go, on my own now
I don’t need nobody, not anybody
Here I go, alright, here I go
[Repeat CHORUS]
Stronger than yesterday
Now it’s nothing but my way
My lonliness ain’t killing me no more
I’m stronger
![]()
مَنْ عَرَفَ اللهَ خافَ اللهَ و مَنْ خافَ اللهَ سَخَتْ نَفْسَهُ عَنِ الدُّنیا.
هر كه خدا رابشناسد ترس او در دلش می افتد و هر از خدا ترسان باشد نفسش از دنیا باز می ماند.
![]()
سالروز رحلت جانگداز پیامبر اکرم(ص)را به همه عاشقان آن حضرت تسلیت می گویم.
ای کاش ما ایرانیها با این همه ادعایی که داریم لا اقل هر از چندگاهی از پیامبر خجالت می کشیدیم و این همه مثل آدمهای بی ایمان رفتار نمی کردیم.یه نگاهی به پوشش دخترهای تو کوچه و خیابون بندازید.این همه فیس و افاده دارن.اما دریغ از یه ذره نجابت.این همه ادعا دارن که مردها اینجورند و اونجور اما برای همین مردهای به قول خودشون هیولا و پست و دیو سیرت بزک می کنند و قر و فر میان.همه هم و غمشون اینه که همین مردها دنبالشون بندازن یا باشون دوست شوند و براشون چاپلوسی کنند.البته همشون بد نیستن.بعضیاشون واقعا انسان هستند. ولی واقعا دختر خوب و پاکدامن دیگه به سادگی گیر نمیاد.
هر چه بگندد نمکش می زنند وای به....
واقعا افتخار می کنند به مذهبی نبودن.برای خودم و همه پسرهایی که پاکدامن هستند متاسفم که باید با اینچنین دخترهایی که فقط ادعای نجیب بودن می کنند ولی در نجابت خیلی هم با دخترهای غربی فرق ندارن ازدواج کنیم.ای کاش لااقل اخلاق و محبت در خور توجهی داشتن.نه نجابت نه محبت.همه ریخت و قیافشون هم که با مواد آرایشی درست شده.حرف حساب هم که حالیشون نمیشه.کلی هم از امثال من به خاطر بیان حقیقت بدشون میاد.اگر بعد از ازدواج به خانم بگی مانتوت زیادی نازک و تنگه به ترییییییییییییج قباشون هم بر می خوره که شوهرم امله.نمی زاره من برم سراغ پسرها! وحشیه.از جایگاه واقعی زن در جامعه!!!!!!!!! بی خبره و یه مشت از این اراجیف و خزعبلات.
البته پسرها هم شورشو در آوردن.تمام زندگیشون شده دختربازی.واقعا مـــرد یعنی این؟ از نظر من اهمیت شرافت داشتن برای زن و مرد یه اندازه است.نه اینکه اونطور که ایرانیها فکر می کنند زن باید نجیب باشه ولی مرد هر کاری که دلش خواست انجام بده.
فمینیزم به جای اینکه به نفع زن باشه با دادن آزادیهای غیر معقول باعث فاسد شدن زنها شده.سودش هم به مردها می رسه.زنه فکر می کنه آزادی داره و هر لباس بعضا مبتذلی تنش می کنه.ولی میشه خوراک و ابزار اطفای غریزه جنسی مردها.بعد هم فکر می کنه خیلی ارزش والایی در جامعه داره.
امشب رفتم بازار.انگار نه انگار که عزاداریه.همه تو بغل هم می لولن!هر مغازه ای که میری میبینی یه دختر گذاشته کنار خودش و داره باش لاس می زنه.به این میگن مملکـــــــــت اســــــــلامی با دخترهایی که از همه دخترهای غربی نجیب ترنــــــــد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خوبه معنای نجابت را هم فهمیدیم.
![]()
ديگه نميتونم بهت بگم : "دنيا ديگه مثه تو نداره !!!! نداره نميتونه بياره
سي ان ان اعلام كرد كه: پايگاه اتمي بوشهر و اصفهان امشب ساعت 24 به طور كامل هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره، من اين توپ رو نداشتم... !؟
به یارو میگن مسابقه رضا زاده رو دیدی
میگه آره ولی آخرش نفهمیدیم چند چند شد؟
در يك نظر سنجي از مردم دنيا سوالي پرسيده شد و نتيجه جالبي به دست آمد از اين قرار سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد؟ و كسي جوابي نداد... چون در آفريقا كسي نمي دانست غذا يعني چه؟ در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟ در اروپاي شرقي كسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟ در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟ در آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه؟؟؟؟
.
غضنفر از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی.
راننده می گه من که چیزی نگفتم. غضنفر می گه بعدا که می گی !!!
این اس ام اس صرفآ برای دویدن شما به طرف موبایل بوده و هیچ ارزش دیگری ندارد !!!
به يكي ميگن يه جمله بگو كه توش سه تا دروغ باشه ميگه : دانشگاه ازاد اسلامي
از يکی ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟؟؟
.
علم ثابت کرده که شکر در آب حل مي شه . پس هيچ وقت زير بارون نرو چون شيرين ترين دوستمو از دست مي دم !
.منتظر مامور آمار نباش، تو رو آخر پاييز ميشمرن!!
![]()
|
چند نکته درباره تایتانیک * در سال 1985 دو قسمت عظیم از اقیانوس پیمای تایتانیک توسط یک گروه اکتشافی به رهبری دکتر رابرت بالارد کشف شد . * جیمز کامرون در سال 1987 با تماشای فیلم مستندی از موسسه نشنال جئوگرافیک ایده اصلی فیلم در ذهنش نقش بست . او هفت سال بعد ، پس از دیدن فیلم شب به یاد ماندنی که رود وارد بیکر بر اساس غرق شدن تایتانیک ساخته بود ، طرح اولیه فیلم را در 167 صفحه نوشت ، و در اوایل سال 1995 به کمپانی فوکس قرن بیستم ارائه داد . بلافاصله سه میلیون دلار برای بازدید از بقایای کشتی تایتانیک اختصاص داده شد . * کامرون حاضر نبود بدون آنکه از بقایای کشتی فیلم بگیرد پروژه عظیم خود را عملی کند . بنابراین خودش به محل حادثه رفت تا از نزدیک آنچه را لازم بود ببیند . یک کشتی علمی روسی اجاره کرد و ساعت ها در یک زیر دریایی کوچک در اطراف تایتانیک به کاوش پرداخت . او دوازده بار با این زیر دریایی کوچک به زیر آب رفت . * انتخاب بازیگران از بهار سال 1996 آغاز شد . یک استودیوی کامل در ساحل روزاریتو در مکز یکو با امکان فرو رفتن تا 775 پایی در آب ساخته شد و نود درصد کشتی تایتانیک در میان هفده میلیون گالن از آب دریا ساخته شد . صحنه غرق شدن کشتی در مخزن عظیمی به وسعت 8/2 هکتار ، که انباشته از آب دریا بود فیلمبرداری شد . برای نمایش بالا آمدن آب در صحنه های داخلی پنج میلیون گالن آب تصفیه شده به صحنه تزریق شد . برای طبیعی جلوه دادن صحنه غرق شدن شیبی با زاویه شصت درصد به صحنه داده شد . بدنه بیرونی ماکت کشتی 235 متر طول داشت که حدود ده درصد از نمونه واقعی کوچکتر بود. * به درخواست کامرون یک زیر دریایی کوچک قابل کنترل طراحی شد ، دوربین را در آن جاسازی کردند و روی آن پروژکتورهای عظیم نور پردازی نصب شد . از هر شانزده ساعت کار دشوار در زیر آب فقط 12 دقیقه گرفته می شد * در روز هایی که سکانس مشهور در هم شکستن کشتی فیلمبرداری می شد سقوط ریل های فیلمبرداری بر روی تعدادی از عوامل، عده ای را راهی بیمارستان کرد . کمپانی فوکس قرن بیستم که تحمل هزینه های سرسام آور فیلم را نداشت صاحبان کمپانی پارامونت را در فیلم شریک کرد. * جیمز کامرون اعلام کرد که از دستمزدش به عنوان کارگردان ، فیلمنامه نویس و همچنین حق السهم خود از سود فیلم صرف نظر خواهد کرد ، زیرا هیچ چیز بجز به پایان رساندن فیلم برایش اهمیت ندارد . * فیلم نخستین بار در جشنواره توکیو به نمایش در آمد و جیمز کامرون و همسرش که در جشنواره حضور داشتند با استقبال پرشور جوانان رو به رو شدند . تماشاچیان تصور می کردند لئوناردو دیکاپریو ، بازیگر نقش جک همراه آن دو هستند . * نمایش عمومی تایتانیک از یازدهم دسامبر 1997 در آمریکا و کانادا آغاز می شود . * در چند هفته متوالی فیلم از حیث فروش در صدر جدول قرار می گیرد . * سه جایزه اصلی گلدن گلاب در رشته های بهترین فیلم ، بهترین کارگردانی و بهترین موسیقی متن به تایتانیک تعلق می گیرد . * آلبوم موسیقی از اواخر نوامبر به بازار عرضه و با فروش بی سابقه ای مواجه می شود . آواز غم انگیز MY HEART WILL GO ON (قلبم ادامه خواهد داد ) با صدای سلن دیون با استقبال همگانی روبه رو می شود . قدیمی ها به یاد دارند که حدود چهار دهه پیش موسیقی متن دکتر ژیواگو (دیوید لین) در سال 1966 با چنین استقبال بی سابقه ای مواجه شده بود . در آمریکا در هفت روز 665000 دیسک موسیقی و در انگلستان در شش روز صد هزار نسخه به فروش می رسد . پیتر گلب مدیر کمپانی سونی کلیسیکز می گوید : (دختران جوانی که چند بار به تماشای تایتانیک نشسته اند ، با تهیه یک دیسک فشرده موسیقی متن تایتانیک دوستانشان را به منزل دعوت می کنند ، و تلاش می کنند هر یک در گریستن از دیگری پیشی بگیرند . ما تصور نمی کردیم که با چنین استقبالی رو به رو شویم و اطمینان دارم در تصور سازندگان فیلم نمی گنجید که تایتانیک با چنین استقبالی در گیشه مواجه شود ) . * روایت است که جیمز هورنر ، سازنده موسیقی متن فلم، که پیش از این پنج بار برای ساختن موسیقی فیلم های بیگانه ها ، خویشاوندی آمریکایی ، مزرعه رویاها ، دلاور و آپولو سیزده نامزد دریافت جایزه اسکار شده بود ، با اصرار فراوان کامرون ترغیب شد از ترانه قلبم ادمه خواهد داد در فیلم استفاده کند . سلن دیون ، خواننده آواز ، در لحظه های آخر ضبط ترانه شروع به گریستن کرد . گلن برونمن ، مدبر اجرایی سونی موزیک ساند ترکس گفته است : این ترانه با شخصیت و درونیات رز (کیت وینسلت) نزدیک است و به همین دلیل وخاطب را سر مست می کند . برخی از منتقدان ، ترانه قلبم ادمه خواهد داد مورد انتقاد قرار دادند . از نظر منتقد مجله نیویورکر این آهنگ اشعار ترانه های بی عمقی را که در بوتیک های مجلل شنیده می شود تداعی می کند . * پخش ترانه این فیلم از رادیو با 105 میلیون شنونده رکورد دونا لویس را که از سال 1996 با 101 میلیون شنونده برای نصنیف تا ابد دوستت دارم ، در راس قرار داشت شکست . * این فیلم در کشورهای : انگلستان ، آمریکا ، کانادا ، ایتالیا ، ژاپن ، فنلاند ، ایران ، ایرلند ، پرتغال ، برزیل ، نروژ ، سوئد ، مکزیک ، استرالیا و فرانسه با استقبال بسیار زیاد و بی سابقه ای روبه رو شد. * در محل فیلمبرداری (نووا اسکوشا) غذای دریایی 85 نفر از دست اندر کاران فیلم را مسموم کرد . ظاهرا یکی از کارگران ناراضی غذا را مسوم کرده بود . چندی بعد کامرون گفت : ظاهرا ما 85 نفر فدای دعوای دو نفر شده بودیم . با نظراتتون سرفرازم کنید . |
![]()
در مورد خاطرات دوران دانشجوییم هم مطلب می نویسم.
اگر در مورد چیزی اطلاعات خواستین در قسمت نظرات بگین تا براتون بزارم.
آرزومند آرزوهای زیبای شما Jack Dawson,a boy from titanic![]()
![]()

در یازدهم نوامبر ۱۹۷۴، لئوناردو دیکاپریو از مادر آلمانی الاصلش متولد شد ... اوج شهرتش در سال ۱۹۹۷ و بازی در فیلم به یاد ماندنی تایتانیک (جیمز کامرون) بود ...
از فیلم های معروفش می توان به تایتانیک (۱۹۹۷) ، شهرت (۱۹۹۸) ، مردی در نقاب آهنین (۱۹۹۸) ، ساحل (۲۰۰۰) ، جنایتکاران نیویورک (۲۰۰۲) و خلبان (۲۰۰۴) اشاره کرد .
![]()
My heart will go on
Every night in my dreams. I see you. I feel you
That is how I know you go on
Far across the distance and spaces between US
You have come to show you go on
Near. Far. Wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more. You open the door
And you re here in my heart
And my heart will go on and on
Love can touch US one time
And last for a lifetime
And never let go till we re gone
Love was when I loved you
One true time. I hold too
In my life we ll always go on
Near. Far. Wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more. You open the door
And you re here in my heart
And my heart will go on and on
You re here. There s nothing I fear
And I know that my heart will go on
We ll stay forever this way
You are safe in my heart
And my heart will go on
And on
قلب من برای تو می تپد
هر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساس ات می کنم
و احساس می کنم تو هم همین احساس را داری
دوری، فاصله و فضا بین ماست
و تو این را نشان دادی و ثابت کردی
نزدیک، دور، هر جایی که هستی
و من باور می کنم قلب می تواند برای این بتپد
یک باره دیگر در را باز کن
و دوباره در قلب من باش
و قلب من به هیجان خواهد آمد و خوشحال خواهد شد
ما می توانیم یک باره دیگر عاشق باشیم
و این عشق می تواند برای همیشه باشد
و تا زمانی که نمردیم نمی گذاریم بمیرد
عشق زمانی بود که من تو را دوست داشم
دوران صداقت، و من تو را داشتم
در زندگی من، ما همیشه خواهیم تپید
نزدیک، دور، هرجایی که هستی
من باور دارم که قلب هایمان خواهد تپید
یک باره دیگر در را باز کن
و تو در قلب من هستی
و من از ته قلب خوشحال خواهم شد
تو اینجا هستی، و من هیچ ترسی ندارم
می دانم قلبم برای این خواهد تپید
ما برای همیشه باهم خواهیم بود
تو در قلب من در پناه خواهی بود
و قلب من برای تو خواهد تپید
و خواهد تپید...
![]()

The Royal Mail Ship TITANIC was the last grand dream of the Gilded Age. It was designed to be the greatest achievement of an era of prosperity, confidence and propriety. Although no one knew it, the world was about to change drastically. Radio had been invented in 1901. The Wright Brothers' first successful flight was in 1903. The old presumptions about class, morals, and gender-roles were about to be shattered. If the concept of Titanic was the climax of the age, then perhaps it's sinking was the curtain that marked the end of the old drama, and the start of a new one.
The intensely competitive transatlantic steamship business had seen recent major advances in ship design, size and speed. White Star Line, one of the leaders, determined to focus on size and elegance rather than pure speed. In 1907, White Star Line's managing director J. Bruce Ismay and Lord James Pirrie, a partner in Harland & Wolff (White Star Line's ship-builder since its founding in 1869) conceived of three magnificent steam ships which would set a new standard for comfort, elegance, and safety. The first two were to be named Olympic and Titanic, the latter name chosen by Ismay to convey a sense of overwhelming size and strength.
It took a year to design the two ships. Construction of Olympic started in December, 1908, followed by Titanic in March 1909. The Belfast shipyards of Harland & Wolff had to be re-designed to accommodate the immense projects while White Star's pier in New York had to be lengthened to enable the ships to dock. During the two years it took to complete Titanic's hull, the press was primed with publicity about the ship's magnificence, making Titanic virtually a legend before her launch. The "launch" of the completed steel in May, 1911, was a heavily publicized spectacle. Tickets were sold to benefit a local children's hospital.
She was then taken for "fitting out" which involved the construction of the ship's many facilities and systems, her elaborate woodwork and fine decor. As the date of her maiden voyage approached, the completed Olympic suffered a collision and required extensive repairs, increasing the workload at Harland & Wolff, which was already struggling to complete Titanic on schedule. Titanic's maiden voyage was delayed from March 20 to April 10.
Titanic was 883 feet long (1/6 of a mile), 92 feet wide and weighed 46,328 tons. She was 104 feet tall from keel to bridge, almost 35 feet of which were below the waterline... even so, she stood taller above the water than most urban buildings of the time. There were three real smoke-stacks; a fourth, dummy stack was added largely to increase the impression of her gargantuan size and power and to vent smoke from her numerous kitchens and galleys. She was the largest movable object ever made by man. The ship's immense size and complexity is illustrated by an incident recalled by Second Officer Lightoller. There was a gangway door on the starboard side aft "large enough to drive a horse and cart through." Yet three officers who joined the ship during her preparations spent a whole day simply trying
to find their way to it.
Moreover, she was designed to be a marvel of modern safety technology. She had a double-hull of 1-inch thick steel plates and a (heavily publicized) system of 16 water-tight compartments, sealed by massive doors which could be instantly triggered by a single electric switch on the bridge, or even automatically by electric water-sensors. The press began to call her "unsinkable."
Her accommodations were the most modern and luxurious on any ocean, and included electric light and heat in every room, electric elevators, a swimming pool, a squash court (considered terribly modern), a Turkish Bath, a gymnasium with a mechanical horse and mechanical camel to keep riders fit, and staterooms and first class facilities to rival the best hotels on the Continent. First class passengers would glide down a six-story, glass-domed grand staircase to enjoy haute cuisine in the
sumptuous first class dining saloon that filled the width of the ship on D Deck. For those who desired a more intimate atmosphere, Titanic also offered a stately à la carte restaurant, the chic Palm Court and Verandah restaurant, and the festive Cafe Parisien. She offered two musical ensembles (rather than the standard one) of the best musicians on the Atlantic, many of them lured from rival liners. There were two libraries, first- and second-class. Even the third class (steerage) cabins were more luxurious than the first class cabins on some lesser steamships, and boasted amenities (like indoor toilet facilities) that some of Titanic's emigrant passengers had not enjoyed in their own homes.
The original design called for 32 lifeboats. However, White Star management felt that the boat-deck would look cluttered, and reduced the number to 20, for a total life-boat capacity of 1178. This actually exceeded the regulations of the time, even though Titanic was capable of carrying over 3500 people (passengers and crew).
The maiden voyage lured the "very best people:" British nobility, American industrialists, the very cream of New York and Philadelphia society. It also attracted many poor emigrants, hoping to start a new life in America or Canada.
The journey began at Southampton on Wednesday April 10, 1912 at Noon. By sundown, Titanic had stopped in Cherbourg, France to pick up additional passengers. That evening she sailed for Queenstown, Ireland, and at 1:30 PM on Thursday, April 11, she headed out into the Atlantic.
The seasoned transatlantic passengers were deeply impressed by the new ship. She was so massive that they barely felt the movement of the sea at all. Her huge, powerful engines produced almost none of the annoying vibration common on other steamers, and their noise was barely perceptible. And she achieved this extraordinary level of comfort while traveling at 22 knots, not the fastest boat on the route, but certainly one of the top five.
Weather was pleasant and clear, and the water temperature was about 55 degrees. The winter of 1912 had been unusually mild, and unprecedented amounts of ice had broken loose from the arctic regions. Titanic was equipped with Marconi's new wireless telegraph system and her two Marconi operators kept the wireless room running 24 hours a day. On Sunday, April 14, the fifth day at sea, Titanic received five different ice-warnings, but the captain was not overly concerned. The ship steamed ahead at 22 knots, and the line's Managing Director J. Bruce Ismay relished the idea of arriving in New York a day ahead of schedule.
On the night of April 14, wireless operator Phillips was very busy sending chatty passenger's messages to Cape Race, Newfoundland, whence they could be relayed inland to friends and relatives. He received a sixth ice-warning that night, but didn't realize how close Titanic was to the position of the warning, and put that message under a paperweight at his elbow. It never reached Captain Smith or the officer on the bridge.
By all accounts, the night was uncommonly clear and dark, moonless but faintly glowing with an incredible sky full of stars. The stars were so bright that one officer mistook the planet Jupiter (then rising just above the horizon) for a steamship light.
The sea was, likewise, unusually calm and flat, "like glass" said many survivors. The lack of waves made it even more difficult to spot icebergs, since there was no telltale white water breaking at the edges of the bergs.
At 11:40, a lookout in the crow's nest spotted an iceberg dead ahead. He notified the bridge and First Officer Murdoch ordered the ship turned hard to port. He signaled the engine room to reverse direction, full astern. The ship turned slightly, but it was much too large, moving much too fast, and the iceberg was much too close. 37 seconds later, the greatest maritime disaster in history began. During that night of heroism, terror and tragedy, 705 lives were saved, 1502 lives were lost, and many
legends were born.
There are many books and online sources available for further information on the Titanic. It is worth noting that even the factual information about Titanic varies widely between the different sources. For all that is known and theorized about Titanic, it is in many ways still a mystery.
Among the books are:
TITANIC, An Illustrated History, by Don Lynch and Ken Marschall, 1992
A NIGHT TO REMEMBER by Walter Lord, 1955
THE NIGHT LIVES ON by Walter Lord, 1986
THE STORY OF THE TITANIC AS TOLD BY ITS SURVIVORS edited by Jack Winocur, 1960 (containing "The Loss of the SS Titanic, Its Story and Its Lessons" by Lawrence Beesley, 1912, "The Truth about the Titanic" by Col. Archibald Gracie, 1913, relevant chapters from "Titanic and Other Ships" by Commander Charles Lightoller, 1935 and Asst. Marconi Operator Harold Bride's account as published in the New York Times of April 28, 1912.)
TITANIC - TRIUMPH & TRAGEDY by John P. Eaton and Charles Haas 1988
(second edition 1994)
![]()
|
از وحشت مو به تنش راست شد. تا حالا اين قدر نترسيده بود. همان صداي هراس انگيز را دوباره شنيد. تصميم گرفت برود و منبع صدا را كشف كند. چماق در دست، ترسان و لرزان رفت منبع صدا را پيدا كرد. در گنجه را باز كرد و چوب بر سر 2 موش كپل فرود آورد و به بسته زرورقي چيپس سيب زميني زده و خرت و خورت راه انداخته بودند.
|
![]()

Gloria
You're always on the run now
Runnin' after somebody
You've gotta get him somehow
I think you've got to slow down
Before you start to blow it
I think you're headin' for a breakdown
So be careful not to show it
You really don't remember
Was it something that he said
All the voices in your head calling, Gloria
Gloria
Don't you think you're falling
If everybody wants you
Why isn't anybody calling
You don't have to answer
Leave them hanging on the line
Calling Gloria
Gloria
I think they got your number
I think they got the alias
That you've been living under
But you really don't remember
Was it something that they said
All the voices in your head calling, Gloria
Gloria
How's it gonna go down
Will you meet him on the main line
Or will you catch him on the rebound
Will you marry for the money
Take a lover in the afternoon
Feel your innocence slipping away
Don't believe it's coming back soon
And you really don't remember
Was it something that he said
All the voices in your head calling, Gloria
Gloria
Don't you think you're falling
If everybody wants you
Why isn't anybody calling
You don't have to answer
Leave them hanging on the line
Calling Gloria
Gloria
I think they got your number
I think they got the alias
That you've been living under
But you really don't remember
Was it something that they said
All the voices in your head calling, Gloria
![]()
امام حسین علیه السلام فرمودند لاتـَرفع حــاجَتَك إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
جز به یكى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا كسى كه اصالت خانوادگى داشته باشد
![]()
در مورد خاطرات دوران دانشجوییم هم مطلب می نویسم.
اگر در مورد چیزی اطلاعات خواستین در قسمت نظرات بگین تا براتون بزارم.
آرزومند آرزوهای زیبای شما Jack Dawson,a boy from titanic![]()
![]()
Anna, Lady Baxby
Dame the Seventh
By the Colonel
It was in the time of the great Civil War—if I should not rather, as a loyal subject, call it, with Clarendon, the Great Rebellion. It was, I say, at that unhappy period of our history that, towards the autumn of a particular year, the Parliament forces sat down before
The Parliamentary forces were also commanded by a noble lord—for the nobility were by no means, at this stage of the war, all on the King's side—and it had been observed during his approach in the nighttime, and in the morning when the reconnoitring took place, that he appeared sad and much depressed. The truth was that, by a strange freak of destiny, it had come to pass that the stronghold he was set to reduce was the home of his own sister, whom he had tenderly loved during her maidenhood, and whom he loved now, in spite of the estrangement which had resulted from hostilities with her husband's family. He believed, too, that, notwithstanding this cruel division, she still was sincerely attached to him.
His hesitation to point his ordnance at the walls was inexplicable to those who were strangers to his family history. He remained in the field on the north side of the Castle (called by his name to this day because of his encampment there) till it occurred to him to send a messenger to his sister Anna with a letter, in which he earnestly requested her, as she valued her life, to steal out of the place by the little gate to the south, and make away in that direction to the residence of some friends.
Shortly after he saw, to his great surprise, coming from the front of the Castle walls a lady on horseback, with a single attendant. She rode straight forward into the field, and up the slope to where his army and tents were spread. It was not till she got quite near that he discerned her to be his sister Anna; and much was he alarmed that she should have run such risk as to sally out in the face of his forces without knowledge of their proceedings, when at any moment their first discharge might have burst forth, to her own destruction in such exposure. She dismounted before she was quite close to him, and he saw that her familiar face, though pale, was not at all tearful, as it would have been in their younger days. Indeed, if the particulars as handed down are to be believed, he was in a more tearful state than she, in his anxiety about her. He called her into his tent, out of the gaze of those around; for though many of the soldiers were honest and serious-minded men, he could not bear that she who had been his dear companion in childhood should be exposed to curious observation in this her great grief.
When they were alone in the tent he clasped her in his arms, for he had not seen her since those happier days when, at the commencement of the war, her husband and himself had been of the same mind about the arbitrary conduct of the King, and had little dreamt that they would not go to extremes together. She was the calmer of the two, it is said, and was the first to speak connectedly.
'William, I have come to you,' said she, 'but not to save myself as you suppose. Why, O, why do you persist in supporting this disloyal cause, and grieving us so?'
'Say not that,' he replied hastily. 'If truth hides at the bottom of a well, why should you suppose justice to be in high places? I am for the right at any price. Anna, leave the Castle; you are my sister; come away, my dear, and save thy life!'
'Never!' says she. 'Do you plan to carry out this attack, and level the Castle indeed?'
'Most certainly I do,' says he. 'What meaneth this army around us if not so?'
'Then you will find the bones of your sister buried in the ruins you cause!' said she. And without another word she turned and left him.
'Anna—abide with me!' he entreated. 'Blood is thicker than water, and what is there in common between you and your husband now?'
But she shook her head and would not hear him; and hastening out, mounted her horse, and returned towards the Castle as she had come. Ay, many's the time when I have been riding to hounds across that field that I have thought of that scene!
When she had quite gone down the field, and over the intervening ground, and round the bastion, so that he could no longer even see the tip of her mare's white tail, he was much more deeply moved by emotions concerning her and her welfare than he had been while she was before him. He wildly reproached himself that he had not detained her by force for her own good, so that, come what might, she would be under his protection and not under that of her husband, whose impulsive nature rendered him too open to instantaneous impressions and sudden changes of plan; he was now acting in this cause and now in that, and lacked the cool judgment necessary for the protection of a woman in these troubled times. Her brother thought of her words again and again, and sighed, and even considered if a sister were not of more value than a principle, and if he would not have acted more naturally in throwing in his lot with hers.
The delay of the besiegers in attacking the Castle was said to be entirely owing to this distraction on the part of their leader, who remained on the spot attempting some indecisive operations, and parlaying with the Marquis then in command, with far inferior forces, within the Castle. It never occurred to him that in the meantime the young Lady Baxby, his sister, was in much the same mood as himself. Her brother's familiar voice and eyes, much worn and fatigued by keeping the field, and by family distractions on account of this unhappy feud, rose upon her vision all the afternoon, and as day waned she grew more and more Parliamentarian in her principles, though the only arguments which had addressed themselves to her were those of family ties.
Her husband, General Lord Baxby, had been expected to return all the day from his excursion into the east of the county, a message having been sent to him informing him of what had happened at home; and in the evening he arrived with reinforcements in unexpected numbers. Her brother retreated before these to a hill near Ivell, four or five miles off, to afford the men and himself some repose. Lord Baxby duly placed his forces, and there was no longer any immediate danger. By this time Lady Baxby's feelings were more Parliamentarian than ever, and in her fancy the fagged countenance of her brother, beaten back by her husband, seemed to reproach her for heartlessness. When her husband entered her apartment, ruddy and boisterous, and full of hope, she received him but sadly; and upon his casually uttering some slighting words about her brother's withdrawal, which seemed to convey an imputation upon his courage, she resented them, and retorted that he, Lord Baxby himself, had been against the Court-party at first, where it would be much more to his credit if he were at present, and showing her brother's consistency of opinion, instead of supporting the lying policy of the King (as she called it) for the sake of a barren principle of loyalty, which was but an empty expression when a King was not at one with his people. The dissension grew bitter between them, reaching to little less than a hot quarrel, both being quick-tempered souls.
Lord Baxby was weary with his long day's march and other excitements, and soon retired to bed. His lady followed some time after. Her husband slept profoundly, but not so she; she sat brooding by the window-slit, and lifting the curtain looked forth upon the hills without.
In the silence between the footfalls of the sentinels she could hear faint sounds of her brother's camp on the distant hills, where the soldiery had hardly settled yet into their bivouac since their evening's retreat. The first frosts of autumn had touched the grass, and shrivelled the more delicate leaves of the creepers; and she thought of William sleeping on the chilly ground, under the strain of these hardships. Tears flooded her eyes as she returned to her husband's imputations upon his courage, as if there could be any doubt of Lord William's courage after what he had done in the past days.
Lord Baxby's long and reposeful breathings in his comfortable bed vexed her now, and she came to a determination on an impulse. Hastily lighting a taper she wrote on a scrap of paper:
'Blood is thicker than water, dear William—I will come'; and with this in her hand, she went to the door of the room, and out upon the stairs; on second thoughts turning back for a moment, to put on her husband's hat and cloak—not the one he was daily wearing—that if seen in the twilight she might at a casual glance appear as some lad or hanger-on of one of the household women; thus accoutred she descended a flight of circular stairs, at the bottom of which was a door opening upon the terrace towards the west, in the direction of her brother's position. Her object was to slip out without the sentry seeing her, get to the stables, arouse one of the varlets, and send him ahead of her along the highway with the note to warn her brother of her approach to throw in her lot with his.
She was still in the shadow of the wall on the west terrace, waiting for the sentinel to be quite out of the way, when her ears were greeted by a voice, saying, from the adjoining shade —
'Here I be!'
The tones were the tones of a woman. Lady Baxby made no reply, and stood close to the wall.
'My Lord Baxby,' the voice continued; and she could recognize in it the local accent of some girl from the little town of
Lady Baxby flushed hot to her toes.
'How the wench loves him!' she said to herself, reasoning from the tones of the voice, which were plaintive and sweet and tender as a bird's. She changed from the home-hating truant to the strategic wife in one moment.
'Hist!' she said.
'My lord, you told me ten o'clock, and 'tis near twelve now,' continues the other. 'How could ye keep me waiting so if you love me as you said? I should have stuck to my lover in the Parliament troops if it had not been for thee, my dear lord!'
There was not the least doubt that Lady Baxby had been mistaken for her husband by this intriguing damsel. Here was a pretty underhand business! Here were sly maneuverings! Here was faithlessness! Here was a precious assignation surprised in the midst! Her wicked husband, whom till this very moment she had ever deemed the soul of good faith—how could he!
Lady Baxby precipitately retreated to the door in the turret, closed it, locked it, and ascended one round of the staircase, where there was a loophole. 'I am not coming! I, Lord Baxby, despise 'ee and all your wanton tribe!' she hissed through the opening; and then crept upstairs, as firmly rooted in Royalist principles as any man in the Castle.
Her husband still slept the sleep of the weary, well fed, and well drunken, if not of the virtuous; and Lady Baxby quickly disrobed herself without assistance—being, indeed, supposed by her woman to have retired to rest long ago. Before lying down she noiselessly locked the door and placed the key under her pillow. More than that, she got a staylace, and, creeping up to her lord, in great stealth tied the lace in a tight knot to one of his long locks of hair, attaching the other end of the lace to the bedpost; for, being tired herself now, she feared she might sleep heavily; and, if her husband should wake, this would be a delicate hint that she had discovered all.
It is added that, to make assurance trebly sure, her gentle ladyship, when she had lain down to rest, held her lord's hand in her own during the whole of the night. But this is old-wives' gossip, and not corroborated. What Lord Baxby thought and said when he awoke the next morning, and found himself so strangely tethered, is likewise only matter of conjecture; though there is no reason to suppose that his rage was great. The extent of his culpability as regards the intrigue was this much; that, while halting at a cross-road near Sherton that day, he had flirted with a pretty young woman, who seemed nothing loth, and had invited her to the Castle terrace after dark—an invitation which he quite forgot on his arrival home.
The subsequent relations of Lord and Lady Baxby I were not again greatly embittered by quarrels, so far as is known; though the husband's conduct in later life was occasionally eccentric, and the vicissitudes of his public career culminated in long exile. The siege of the Castle was not regularly undertaken till two or three years later than the time I have been describing, when Lady Baxby and all the women therein, except the wife of the then Governor, had been removed to safe distance. That memorable siege of fifteen days by Fairfax, and the surrender of the old place on an August evening, is matter of history, and need not be told by me.
The Man of Family spoke approvingly across to the Colonel when the Club had done smiling, declaring that the story was an absolutely faithful page of history, as he had good reason to know, his own people having been engaged in that well-known scrimmage. He asked if the Colonel had ever heard the equally well authenticated, though less martial tale of a certain Lady Penelope, who lived in the same century, and not a score of miles from the same place?
The Colonel had not heard it, nor had anybody except the local historian; and the inquirer was induced to proceed forthwith.
![]()
· آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلكه دشواري رسيدن به سهولت است
·
وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر مي كنند، نه رفتار و عملكرد شما
· سخت كوشي هرگز كسي را نكشته است، نگراني از آن است كه انسان را از بين مي برد
· اگر همان كاري را انجام دهيد كه هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد كه هميشه مي گرفتيد
· ما زمان را تلف نمي كنيم، زمان است كه ما را تلف مي كند
· افراد موفق كارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلكه كارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند
· پيش از آنكه پاسخي بدهي با يك نفر مشورت كن ولي پيش از آنكه تصميم بگيري با چند نفر
· كار بزرگ وجود ندارد، به شرطي كه آن را به كارهاي كوچكتر تقسيم كنيم
· كارتان را آغاز كنيد، توانايي انجامش بدنبال مي آيد
· انسان همان مي شود كه اغلب به آن فكر مي كند
· همواره بياد داشته باشيد آخرين كليد باقيمانده، شايد بازگشاينده قفل در باشد
· تنها راهي كه به شكست مي انجامد، تلاش نكردن است
· دشوارترين قدم، همان قدم اول است
· عمر شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد
· آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد
· وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد، بخاطر اين است كه شما چيز زيادي از آن نخواسته ايد
· در انديشه آنچه كرده اي مباش، در انديشه آنچه نكرده اي باش
· امروز، اولين روز از بقية عمر شماست
· براي كسي كه آهسته و پيوسته مي رود، هيچ راهي دور نيست
· اميد، درماني است كه شفا نمي دهد، ولي كمك مي كند تا درد را تحمل كنيم
· بجاي آنكه به تاريكي لعنت فرستيد، يك شمع روشن كنيد
![]()
زمزمه های آقا امام زمان در مورد ما شیعیان بی وفا که ادعای...
هر کس به طریقی دل ما میشکند
بیگانه جدا دوست جدا میشکند
بیگانه اگر میشکند حرفی نیست
من در عجبم دوست چرا می شکند
نظر شماچیه؟؟؟
![]()